فالرُسُل و الأنبيأ و الائمّة عليهم السلام و أمّا الباطنة فالعقول ؛
اى هشام ! خدا بر مردم دو حجت دارد : حجت آشكار و حجت پنهان . حجت آشكار ، رسولان و پيغمبران و اماماناند و حجت پنهان ، عقل مردم است . « 1 »
ايشان در ذيل حديث مىفرمايد :
شايد مراد از عقول در اينجا عقلى باشد كه مناط تكليف است و با آن بين حق و باطل و نيكو و زشت ، تميز داده مىشود . « 2 »
ج . از عبارت علّامه در ذيل حديث نوزدهم استفاده مىشود كه ايشان عقل در اين حديث را به معناى اول مىداند .
عن اسحاق بن عمّار ، عن أبى عبداللَّه عليه السلام قال : قلت له : جعلت فداك انّ لى جاراً كثير الصلاة كثير الصدقة ، كثير الحجّ لابأس به ؛ قال : فقال : يا اسحاق كيف عقله ؟ قال : قلت له : جعلت فداك ليس له عقل ؛ قال : فقال : لا يرتفع بذلك منه ؛ « 3 »
اسحاق بن عمار گويد : به حضرت صادق عرض كردم : قربانت گردم ، من همسايهاى دارم كه نماز خواندن و صدقه دادن و حج رفتنش بسيار است و عيب ظاهرى ندارد . فرمود : عقلش چطور است ؟ گفتم : عقل درستى ندارد .
فرمود : پس با آن اعمال درجهاش بالا نمىرود .
ايشان مىفرمايد : مقصود حضرت از اينكه فرمود : « عقلش چگونه است » يعنى نيروى تشخيص حق و باطل در او بهطورى كه سبب انقياد در برابر حق و اقرار به آن گردد چگونه است . « 4 »
معناى دوم
به نظر علّامه ، معناى دوم ، « ملكه و حالتى در نفس است كه او را به گزينش خيرات و منافع و دورى از شرور و ضررها وا مىدارد و نفس به مدد اين ملكه بر طرد خواهشهاى شهوت و خشم و وسوسههاى اهريمنى توان مىيابد . چنانكه گذشت از
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 19 ، ح 12 .
( 2 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 57 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 27 ، ح 19 .
( 4 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 78 ، ح 19 .