نظر ايشان ، اكثر روايات باب عقل و جهل ، ظاهر در معناى دوم است . « 1 »
به نظر ايشان واژه عقل در موارد زير ، در معناى دوم به كار رفته است :
الف . حديث دوم : متن و ترجمه اين حديث و نيز نظر علّامه در ذيلِ قسمت الفِ معناى اول آن گذشت .
در اين حديث ، حضرت آدم عليه السلام مخيّر مىشود كه يكى از عقل ، حيا و دين را برگزيند .
آن حضرت ، عقل را اختيار مىكند . جبرئيل به حيا و دين دستور مىدهد كه آدم را با عقل واگذارند ؛ اما آنها مىگويند : « ما مأموريم كه هر جا عقل باشد ، همراهش باشيم . » « 2 »
ب . حديث سوم : متن و ترجمه اين حديث در بخش الفِ معناى سوم از ديدگاه ملّا صدرا در همين فصل گذشت .
چكيده حديث اين است كه امام صادق عليه السلام دربارهء تعريف عقل مىفرمايند : « عقل ، چيزى است كه با آن خداوند رحمان عبادت شود بهشت به دست آيد . » « 3 »
علّامه معتقد است كه ظاهراً مراد از عقل در اين حديث ، معناى دوم است ؛ گر چه ايشان احتمال بعضى ديگر از معانى را نيز رد نمىكند . « 4 »
ج . حديث ششم :
قال ابوعبداللَّه عليه السلام : من كان عاقلًا كان له دين ، و من كان له دين دخل الجنّة ؛ « 5 »
هر كه عاقل است دين دارد و كسى كه دين دارد به بهشت مىرود .
علّامه مىفرمايد : « مقصود از عقل در اينجا ، همان مقصود از عقل در روايت سوم است » . « 6 »
معناى سوم
علّامه مجلسى ، عقل در حديث دوم را مفهومى دانسته است كه معناى اول و دوم و سوم را در بر مىگيرد . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 27 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ح 3 .
( 4 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 32 .
( 5 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 12 ، ح 6 .
( 6 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 34 .
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 32 .