متن و ترجمه اين حديث در صفحات قبل ( قسمت الف معناى اول ) گذشت .
خلاصه حديث اين است كه حضرت آدم عليه السلام مخيّر مىشود كه يكى از عقل ، حيأ و دين را برگزيند . آن حضرت عقل را اختيار مىكند . جبرئيل به حيا و دين دستور مىدهد كه آدم را با عقل واگذارند ؛ اما آنها مىگويند : « ما مأموريم كه هر جا عقل باشد ، همراهش باشيم . » « 1 »
معناى چهارم
معناى چهارم ، مراتب استعداد نفس و قرب و بُعد آن نسبت به تحصيل نظريات است كه داراى چهار مرتبه عقل هيولانى ، عقل بالملكه ، عقل بالفعل و عقل مستفاد مىباشد . علّامه هيچ يك از روايات « كتاب العقل و الجهل » را بهطور مستقل بر معناى چهارم حمل نكرده است ؛ گرچه برخى از روايات را بنابر بعضى از احتمالًات بر معناى چهارم حمل نموده است . « 2 »
معناى پنجم
معناى پنجم ، نفس ناطقه انسان است كه او را از بقيه چهارپايان جدا مىكند . ايشان معناى پنجم را نيز بهطور خاص بر هيچكدام از روايات حمل نكرده است . البته در برخى از موارد ، امكان حمل آن را مطرح ساخته است . « 3 »
معناى ششم
معناى ششم ، عقل مجرد قديمى است كه هيچ تعلقى در ذات و فعلش به مادّه ندارد . علّامه هيچ يك از روايات را قاطعانه بر معناى ششم حمل نكرده است ؛ گرچه احتمال آن را دربارهء پارهاى از روايات طرح كرده است . « 4 »
از مقايسه اجمالى ديدگاههاى ملّا صدرا و علّامه مجلسى دربارهء مفهوم عقل و
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 27 ، 33 و 65 .
( 3 ) . همان ، ص 28 ، 33 و 65 .
( 4 ) . همان ، ص 29 ، 33 و 65 .