نقاط اختلاف
قسمتهاى مورد اختلاف اين دو دانشمند گرانقدر ، بيش از موارد اتفاق آنهاست ؛ بنابراين ، به بخشى از آنها بسنده مىكنيم :
1 . ملّا صدرا بين معانى اشتراكى كلمه « عقل » تباين قائل است ؛ « 1 » و حال آنكه علّامه ، بنابر يك احتمال ، معناى دوم را ، تكامل يافته معناى اول مىداند « 2 » و مغايرت معناى سوم را با معانى اول و دوم ، اعتبارى ( حَيْثى ) مىشمارد . « 3 » بنابراين ، هر يك از اين معانى ، به يك بُعد از ابعاد عقل نظر دارد . همچنين ظاهر عبارت علّامه آن است كه مراتب استعداد نفس ( معناى چهارم ) ، به آنچه در ابتدا بيان نموده باز مىگردد . « 4 »
شايد بتوان اختلاف عبارات اين دو فرزانه را دربارهء اتحاد و تعدد معانى عقل به اين صورت بر طرف كرد كه آنها معتقدند وجود خارجى عقل ، يكى است ، اما كاربردهاى متعددى دارد .
اين كاركردها و معانى از نظر مفهوم ، با هم متباين و متفاوتاند ، اما همه ، كاركردهاى يك عقل به شمار مىآيند . بدين ترتيب ، اين اختلاف ظاهرى كه در عبارات آنها ديده مىشود از ميان خواهد رفت . خلاصه اينكه اصرار ملّا صدرا بر اشتراك لفظى و تباين معانى عقل « 5 » ناظر به كاربردهاى متباين آن است و ارجاع معانى عقل به شىء واحد كه در عبارات علّامه ديده مىشود به « وحدت مصداق خارجى عقل » نظر دارد ، چنانكه خود ايشان نيز به اين مطلب اشاره كرده است . « 6 »
2 . معناى اول ملّا صدرا و معناى پنجم علّامه - چنانكه گذشت شبيه يكديگرند ، اما اختلاف اين دو معنا را نيز نبايد ناديده گرفت . علّامه معناى پنجم را تنها « نفس ناطقه انسان مىداند كه به وسيله آن از ساير چهارپايان امتياز داده مىشود » . اما ملّا صدرا آن را غريزهاى مىداند كه سبب امتياز انسان از چهار پايان مىگردد و براى پذيرش علوم نظرى و صناعات فكرى آماده مىگردد ، كودن و هوشمند در آن برابرند و در خوابيده و بيهوش و غافل نيز يافت مىشود .
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 229 .
( 2 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 25 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 26 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 223 و 227 و 229 .
( 6 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 26 .