است مشابهاند ؛ با اين تفاوت كه ملّا صدرا دربارهء اين معنا مىگويد : « غريزهاى كه انسان با آن از چارپايان تمايزى مىيابد » ، « 1 » اما علّامه مجلسى آن را چنين معرفى مىكند : « نيروى ادراك و تميز خير و شر و توان شناخت علل ، معدّات و موانع اشياء » .
2 . آنچه علّامه مجلسى به عنوان معناى سوم ذكر كرده ، مشابه معناى چهارمى است كه ملّا صدرا آن را بيان نموده است . ملّا صدرا ، « بازگشت اين عقل را به خوش فكرى و سرعت انتقال در استنباط آنچه بايد انجام و يا اجتناب شود » « 2 » مىداند و علّامه مجلسى از آن به « قوهاى كه مردمان ، آن را در تنظيم امور معاششان به كار مىگيرند » « 3 » تعبير مىكند و سپس آن را به « عقل معاش » و « نَكْراء ( نيرنگ ) يا شيطنت » تقسيم مىكند . « 4 »
3 . معناى چهارم علّامه مجلسى با معناى پنجم مورد نظر ملّا صدرا انطباق دارد ؛ يعنى هر دو ، اين عقل را - كه علّامه مجلسى از آن به « مراتب استعداد نفس براى تحصيل نظريات » « 5 » تعبير مىكند - به چهار بخش تقسيم مىكنند :
1 . عقل بالقوه ( البته تعبير علّامه ، « عقل هيولانى » « 6 » است ) ؛
2 . عقل بالملكه ؛
3 . عقل بالفعل ؛
4 . عقل مستفاد .
تفاوت در اين است كه ملّا صدرا اين مراتب را توضيح مىدهد و علّامه به اشاره از آن مىگذرد و خواننده را به مباحث مربوط به آن ، ارجاع مىدهد .
4 . كلام اين دو محقق در بيان معناى ششم تفاوتى با هم ندارد . ملّا صدرا معناى ششم را عقل مذكور در كتاب الهيات مىداند و آن را موجودى معرفى مىكند كه هيچ تعلقى به هيچ چيز ، جز به آفرينندهاش خداوند قيّوم ندارد « 7 » و سپس اين مطلب را توضيح مىدهد . علّامه نيز مىفرمايد : معناى ششم چيزى است كه فلاسفه به آن
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 223 .
( 2 ) . مرآة العقول فى شرح أخبار آل الرسول صلى الله عليه و آله ، محمدباقر المجلسى ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 225 .
( 4 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 26 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 227 .