او در بررسى از معناى « قول ، بدون عمل ارزش ندارد » ، ابتدا وجه معنا را ذكر مىكند و بعد ، در هر دو وجه اشكال وارد كرده و آنها را رد مىكند و مىگويد به اين اشكال ، به سه وجه جواب دادهاند و هر سه وجه را بيان مىكند و سپس به آنها اشكال وارد ساخته و در پايان ، به معناى درست از عبارت اشاره مىكند . « 1 » رد معناهاى متبادر به ذهن - كه بعيد مىنمايد - يكى از راههاى وصول به معناى مراد يا تبيين بيشتر معناست . و شارح ، در شرح عبارات « سپس جهل را آفريد » « 2 » و « سلامت و ضد آن ابتلا » « 3 » از اين روش سود جسته است .
بيان مثالهاى ملموس « 4 » و ضرب المثلهاى رايج « 5 » از ديگر ابزارهايى است كه جهت تقريب مفاهيم به ذهن به خدمت گرفته شدهاند و از آنجا كه زبان نظم ، گاهى اثرگذارتر و گوياتر از نثر است : شارح آن را نيز دستاويزى در تبيين مفهوم قرار داده است « 6 » و در شرح برخى احاديث ، فوايد و نتايج آن را بيان نموده است ؛ چنانكه پس از شرح حديث چهارم ، از باب « ثواب دانشمند و دانشجو » ، به بيان فوايد و نكات حديث مىپردازد و چهار فايده را ذكر مىكند . « 7 » يا پس از تبيين معناى حديث يازدهم ، از باب نوادر ، از كتاب فضل علم ، به ارائه جمعبندى و خلاصهء كلام پرداخته است . « 8 » وى در جاى ديگرى مىگويد :
در اين حديث اشارهء به آداب مناظره است و اثبات حق اراده شده است . پس ناگزير ، بايد مصاحب را به تفهم و ترك لجاجت سفارش نمود و بايد حالت كسى را كه در آنچه مىگويد بر يقين است داشت ؛ چرا كه سبب مىشود تا مخاطب كشش بيشتر پيدا كند . بعد از تمهيد اين دو امر و اصل قرار دادن آن شروع به استدلال گردد . « 9 »
طرح ايرادهاى فرضى و پاسخ به آنها يكى از راهكارهاى ملّا صالح در پرداختن به مواضع چالش در مفاهيم حديث است كه عموماً در قالب « إن قُلتها » ارائه شده است .
او در معناى « با تواضع ، حكمتْ آباد مىشود ، نه با تكبر » ، ان قلت كرده است به اين كه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 350 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 208 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 249 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 138 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 153 .
( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 192 و 259 و 241 .
( 7 ) . همان ، ج 2 ، ص 56 و 57 .
( 8 ) . همان ، ج 2 ، ص 203 .
( 9 ) . همان ، ج 3 ، ص 10 .