اين تمثيل افاده آن مىكند كه حكمت از آثار تواضع است و اين منافى است با آنچه كه ماقبل اين گفته شد . سپس به آن پاسخ مىدهد . « 1 »
نتيجه
شرح و فهم حديث در شرح ملّا صالح مازندرانى بر شيوهاى علمى بنا نهاده شده است و سير منطقى نيكو دارد . شارح به جايگاه سند و متن در شرح احاديث توجه دارد . او در اين احاديث - كه غالباً اعتقادى و اخلاقى است - متن را ملاك و محور اعتبار مىداند كه سند ، شاهدى بر تقويت آن است . پس آنچه از ابزار در اختيار دارد ، براى فهم متن به كار مىبرد . او بر اثبات متن تأكيد مىورزد تا از فهم نخستين - كه در سايهء ادبيات عرب حاصل مىشود - اطمينان يابد . شرح او مشحون از نكات ادبى است و شارح ، در مواضع عديدهاى ، به بيان كيفيت ضبط واژگان و شرح آنها از مصادر معتبر و گاه بيان ترجمهء فارسى پرداخته است و در هنگام بررسى معناى برخى كلمات ، مبدأ اشتقاق آن را مىگويد . او از بررسى تركيبات ادبى ، اعم از تحليلهاى نحوى و بلاغى فروگذارى نكرده است و براى پرهيز از كج فهمى به قرينهها توجه دارد . آيات قرآن تكيهگاهى براى او در فهم حديث است و نگاه جامع به احاديث و گردآورى آنها از شاخصههاى مهم شرح اوست .
او هنرمندانه روايات را حول يك موضوع گرد مىآورد و با هم پيوند مىدهد و در سايه آن ، به تأييد ، تبيين ، توسيع ، تضييق و تأويل مفهوم حديث اقدام مىكند .
عقل ، مستند ديگر او در فهم است . تلاش وافر او در تبيين غوامض ، حاكى از ديد عالمانهء او به جايگاه شرح حديث است . شارح براى پرهيز از رد آنچه كه احتمال صحت آن مىرود ، به طرح احتمالًات گوناگون در هنگام فهم مىپردازد و از قول قطعى و حكم نهايى دادن ، اجتناب دارد . از طرف ديگر ، اين برشمارى احتمالًات متعدد ، به خوبى از آگاهىهاى گسترده و ذهن فعال و انديشهء پوياى او پرده برمىدارد .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 78 .