سياق نيز از ديگر قراينى است كه شارح آن را در فهم متن مورد توجه قرار داده است « 1 » و با تكيه بر معناى حاصل از سياق ، وجه به كارگيرى برخى كلمات را در كلام معصوم عليه السلام تبيين مىكند « 2 » و از چگونگى چينش عبارات در حديث ، جهت فهم آن يارى مىجويد . « 3 » گاه برخى احتمالًات نقل شده را در معناى حديث با تكيه بر آن تأييد مىكند . « 4 »
4 - 2 . استناد به آيات قرآن
حديث بازگوى گفتار و كردار كسى است كه نمونهء عينى قرآن و تجسم آن در بستر عمل فردى ، اجتماعى و معنوى است . آگاهى از حديث ، آگاهى از قرآنى است كه در هر زمان ، بسته به شرايط ، نوشونده و تغيير يابندهء مكان ، موقعيت و ويژگىهاى سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى ، رهنمودى نو و جلوهاى تازه از خويش بروز مىدهد . از اين روست كه حديث ، در هر موردى شاهدى صريح يا ضمنى از قرآن را با خود دارد و اين دو ، نسبت به يكديگر ، جنبهء تفسيرى و تبيينى دارند . از اين رو ، شارح از آيات قرآن براى رفع ابهام و يا شرح معنا فراوان سود جسته است .
او در شرح « الرجاء و ضدّه القنوط » چهار آيه از قرآن را براى تبيين بيشتر آورده است . « 5 » و از آيات
« وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ * فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ .
« 6 »
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها »
« 7 » در تأييد اين معناى حديث كه روزىِ مقسوم هر يك از افراد در دنيا به ايشان مىرسد ، سود جسته است . « 8 » او
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 62 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 152 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 169 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 184 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 261 و 262 .
( 6 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 22 - 23 .
( 7 ) . سورهء هود ، آيهء 6 .
( 8 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 169 .