نوع چينش واژگان و ارتباطى كه نسبت به يكديگر پيدا مىكنند ، نقش مهمى در رساندن مقصود ايفا مىسازد . از اين رو ، شارح به احتمالًات نحوى گوناگون توجه شايسته و بايستهاى دارد و وجوه مختلف اعرابى را بيان مىكند ؛ چنانكه در عبارت « يهدون بالحق » براى « بالحق » دو وجه اعراب قايل مىشود و سپس هر يك را بر حديث منطبق مىكند و بر اساس آن ، معنا را توضيح مىدهد . « 1 » يا دربارهء واژه « كان » در « كان ولا كان لكونه الكيف » ، هم صورت تام ، و هم ناقص را جايز مىداند و معنا را بر اساس هر يك از آن دو ، شرح مىدهد . « 2 » گاهى اوقات نيز ، پس از بيان احتمالًات نحوى مختلف ، به قضاوت بين آنها مىنشيند ؛ چنانكه دربارهء « فى » در « المطاع فى سلطانه » دو وجه ظرفيت و سببيت را بيان مىكند و وجه دوم را با توجه به عبارات سابق و لاحق اولى مىداند و مىگويد استعمال آن ، در اين وجه رايجتر است . « 3 » همچنين با تكيه بر احتمالًات نحوى مختلف اراده معانى متفاوت را براى حديث جايز مىداند . « 4 »
در اين شرح ، به منظور تبيين كلام ائمه عليهم السلام به نكات بلاغى به كار رفته در كلام ايشان توجه شده است و تفهيم دقيق معنا در پرتو اين توجه صورت گرفته است و ادوات استفهام و معانى مراد از آن « 5 » اخبارى يا انشايى بودن جملات ؛ « 6 » همچنين ، موارد حصر و اختصاص بررسى شده است . « 7 » شارح براى تبيين فنون بيانى در عبارت حديثى اهميت ويژهاى قايل است و انواع تشبيه و اركان آن « 8 » را در حديث بيان مىكند و انواع استعارههاى به كار رفته در احاديث را از تعبيه ، مكنيه ، تخييليه ، مصرحه ، تمثيليه و . . . مشخص نموده « 9 » و چگونگى آن را توضيح مىدهد ؛ چنانكه دربارهء « دعامة الانسان العقل » مىگويد :
تشبيه انسان به بنا استعاره مكنيّه و اثبات ستون براى او استعارهء تخييليه و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ص 39 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 36 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 114 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 194 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 307 ، 295 ، 180 و ج 2 ، ص 189 ، 362 .
( 6 ) . همان ، ج 2 ، ص 62 و 142 .
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 89 و ج 2 ، ص 232 .
( 8 ) . همان ، ج ، 1 ص 146 و 150 .
( 9 ) . همان ، ج 1 ، ص 146 ؛ ج 2 ص 107 ، 179 ؛ ج 1 ، ص 290 ؛ ج 2 ، ص 175 ، ج 1 ، ص 150 ؛ ج 1 ، ص 152 .