ملّا صالح غالباً با اصطلاح « فى العرف » به معناى شرعى واژه اشاره دارد ؛ چنانكه دربارهء واژه « شكر » به معناى لغوى و عرفى مىپردازد و سپس رابطه بين آن دو را تبيين مىكند « 1 » و معناى اصطلاحى واژگان را هم ، به تناسب بحث ، براى تبيين صحيح معناى واژه ذكر كرده است ؛ چنانكه واژه طب را در لغت ، به « حذاقت » ترجمه مىكند و هر حاذق را در نزد عرب طبيب مىداند . سپس به معناى اصطلاحى آن ، به عنوان يك فن و دانش مىپردازد . « 2 » پرداختن به وجه تسميه راهبرد ديگر ملّا صالح در تبيين مفهوم لغوى است ؛ چنانكه در وجه تسميه خداوند به جبار ، شش وجه را بيان كرده است . « 3 »
بيان فروق لغوى به ما در فهم مرز دقيق و تفاوت ظريف واژهها يارى مىرساند . در واقع ، شناخت واژههاى مترادف يك واژه هم فهم آنها و هم فهم واژه مدنظر را سادهتر مىكند و هم دانستن فرق بين آنها موجب درك گستره معنايى واژه مورد نظر مىشود .
از اين رو ، در شرح ملّا صالح ، در موارد لزوم ، براى تبيين بهتر معنا به فروق لغوى پرداخته شده است . شارح در تبيين معناى دو واژه « ريا » و « شؤب » ابتدا ، حالاتى را فرض مىكند و بر اساس حالات مفروض ، رابطه آنها را با يكديگر تبيين مىكند و معتقد است كه اين رابطه گاه ، تباين مطلق است و گاه ، عموم و خصوص من وجه و ديگر گاه ، عموم و خصوص مطلق . « 4 » و در جاى ديگر ، اختلاف « رحمت » و « رأفت » را از باب تفاوت سبب و مسبب مىداند و دربارهء آن توضيح مىدهد . « 5 »
ملّا صالح ، علاوه بر تبيين مفهوم واژه به زبان عربى ، گاه معناى فارسى آن را هم مىآورد ؛ چرا كه مىپندارد كه آن توضيحهاى لغوى نمىتوانند مخاطب فارسى زبان را به اصل معناى لغت برسانند . « 6 » علاوه بر موارد مذكور ، از آيات « 7 » و روايات « 8 » نيز در تبيين معنا سود جسته است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 131 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 296 .
( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 117 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 264 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 225 .
( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 255 .
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 96 .
( 8 ) . همان ، ج 2 ، ص 206 .