محصّل آن ، عدم موافقت طبقه است .
ه . زعفرانى نيز به تصريح نجّاشى ، اصحاب امام صادق عليه السلام را ملاقات كرده است ، و بقاء او تا زمان كلينى بعيد است .
و . لذا ظن به برمكى ، به عنوان راوى فضل ، تقويت مىشود ، به علاوه اينكه او مانند كلينى اهل رى است و زمان او ، قريب زمان كلينى است ، چرا كه نجّاشى از كلينى با دو واسطه ، و از برمكى با سه واسطه ، نقل مىكند ، و همچنين نقل صدوق از كلينى با يك واسطه ، و از برمكى ، با دو واسطه ، و كشّى هم ، كه معاصر كلينى است ، گاه از برمكى با يك واسطه ، و گاه بدون واسطه ، روايت مىكند . در نتيجه طبقه ، اقتضاى معاصرت ايشان را مىرساند . « 1 »
8 . نقد نظر شيخ بهايى
بسيارى از بزرگان ، اين نظر را نپذيرفتهاند ، و مىتوان گفت شيخ در اين رأى تنها و منفرد است . برخى دلايل ردّ اين قول چنين است .
الف . نهايت چيزى كه مطالب شيخ افاده مىكند ، نزديكى زمان كلينى با برمكى است ، و اين معنا ، اثبات روايت او را از برمكى نمىكند .
ب . كسى از بزرگان ، برمكى را از مشايخ كلينى ، ذكر نكرده است .
ج . با توجه به تضعيف ابن غضائرى ، توثيق برمكى اشكال دارد ، لذا ادعاى اجماع بر تصحيح روايات محمّد بن اسماعيل با تطبيق اين عنوان بر برمكى ، سازگار نيست ، و اساس استدلال شيخ ، خدشهدار مىشود .
د . نجّاشى ذكر مىكند كه محمّد بن اسماعيل برمكى ، از عبداللَّه بن داهر ، و او از امام صادق عليه السلام نقل مىكند . پس چگونه ممكن است او واسطه بين كلينى و فضل بن شاذان باشد ؟ !
ه . در ترجمه يونس بن عبدالرحمان آمده است كه برمكى از عبدالعزيز بن مهتدى ، نقل مىكند كه از اصحاب امام رضا عليه السلام است . بنابراين كلينى نمىتواند از او نقل كند .
هامش
( 1 ) . مشرق الشمسين ، ص 64 و 78 .