كتابخانه عظيمى در اختيار تلعكبرى بوده كه هر زمان مىخواسته ، مىتوانسته از آن بهره گيرد . پس با اين مقدمات نمىتوان حكم به صحت احاديث كافى نمود .
دليل دوم : كلام نجاشى درباره كلينى
نجاشى كلينى را « اوثق الناس فى الحديث و اثبتهم » خوانده ، لذا بايد اين محدث ، تمام مزاياى مربوط به سند حديث و اعتبار خبر را كه دربارهء ديگر راويان و مؤلفان گفته شده ، دارا باشد . ايشان سپس به نقل عبارات بزرگان دربارهء راويان پرداخته است ؛ از جمله كلام شيخ طوسى را دربارهء على بنالحسن طاهرى آورده كه پس از اشاره به واقفى بودن وى و عناد شديد او در مذهب مىافزايد :
و له كتب فى الفقه ، رواها عن الرجال الموثوق بهم و برواياتهم فلأجل ذلك ذكرناها .
نجاشى دربارهء جعفر بن بشير گفته است :
روى عن الثقات و رووا عنه .
و نظير آن دربارهء محمد بن اسماعيل زعفرانى ذكر شده است . از عبارت شيخ طوسى در عده هم برمىآيد كه مشايخ ابن ابى عمير و صفوان و بزنطى همگى ثقات بودهاند و مراسيل ايشان مورد پذيرش اصحاب بوده است . محدث نورى اين شهادت شيخ طوسى را ناظر به همان عبارت معروف كشى دربارهء اصحاب اجماع مىداند .
علامه هم در مختلف ، مراسيل ابن ابى عقيل را مىپذيرد .
نعمانى ابن عقده را چنين ستوده كه :
هذا الرجل ممن لا يطعن عليه فى الثقة و لا فى العلم بالحديث والرجال الناقلين له .
با توجه به عبارت نجاشى ، كلينى هم شايسته چنين ستايشى است .
محدث نورى سپس اشاره مىكند كه پارهاى از راويان با وصف « صحيحالحديث » خوانده شدهاند و از آن نتيجه گرفته كه تمام احاديث اين راويان ، صحيح و معتبر است .
ايشان مىگويند كه هرچند مراد از صحيح كلمات قدماء ، همان اصطلاح متأخرين