تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
الدين . . . الى أن قال رحمه الله : ويأخذ منه من يريد علم الدّين والعمل به بالآثار الصّحيحة عن الصّادقِين عليهما السلام . . . » در مستدرك صادقَين خوانده ، غلط است ، چون روايت كافى مقصور به نقل از صادقين كه نيست ، مراد همه ائمه عليهم السلام است ، « وقد يسر اللَّه - وله الحمد - تأليف ما سألت وارجو أن يكون بحيث توخّيت . . . الخ » . عبارت محلِّ شاهد اين است . « مع ما رجونا أن نكون مشاركين لكلّ من من اقتبس منه » . مرحوم نورى اين عبارت را كه نقل مىكند ، استظهارى مىكند كه آن مطلبى را كه راجع به ديباچهء كتاب من لا يحضره الفقيه مىگويند اين‌جا نمىآيد . آن‌جا مرحوم صدوق رحمه الله مطالبى دارد كه در اين كتاب نقل مىكنم ، « افتى به » مىگويند مواردى است كه مطابق آن عمل نكرده ، وحيد بهبهانى فرموده : شايد عدول كرده ، تجديدنظر برايش شده ، و اين در خيلى كتاب‌ها هست كه در اول شروع يك تصميم دارند ، بعد در اواسط ، تصميمش عوض مىشود . مثل تهذيب ، اول آن را با اسناد نوشته ، بعد ديده كه طول مىكشد ، لذا اسناد را براى مشيخه گذاشته ، مرحوم نورى مىفرمايد : اين مطلب كه احتمال تجديدنظر يا غفلت كرده و بعداً روى غفلت وارد كرده ، اين مال كسى است كه اول مقدمه را نوشته ، بعد غفلت شده و بعض موارد را وارد كرده ولى از عبارت وقد يسر اللَّه در مقدمهء كتاب استفاده مىشود كه مقدمه را بعداً نوشته ، احتمال سهو در آن نمىآيد مگر در اين شهادت غفلت شده ، بعد مىفرمايد : عبارت را معنى بكنيم ، ممكن است اشكال بشود كه اين شهادت به درد هدف ما نمىخورد . چون حديث صحيح در اصطلاح متأخرين آن است كه راوى امامى عدل باشد و در اصطلاح قدما به معناى ديگر است . اگر او شهادت به صحت بدهد ، او و قدماى ديگر ، صحت به اصطلاح متأخرين از آن استفاده نمىشود . و يمكن أن يقال : كه شهادت به صحت قدمايى به درد ما نمىخورد . بعد عبارت شيخ بهايى را در مشرق الشمسين ذكر مىكند براى بيان اختلاف سليقه قدما با متأخرين در اصطلاح صحت ، بعد از تقسيم خبر به اقسام اربعه ، طبق تقسيم احمد بن طاووس و شاگردش علامه ، مىفرمايد : اين اصطلاح متأخر است . 5 ملاك و مناط غير از مسئله مذهب و عدالت كه در بين قدما بوده ذكر مىكند . 1 . منها وجوده في كثير من