تأليف كلينى راضى بودهاند . راضى بودن به تأليف كتاب غير از اين است كه مطالب كتاب همهاش مطابق واقع است يا قطعى الصدور است ، مگر همهء مطالب كتاب جواهر مطابق واقع است ، تا ائمهء اطهار عليهم السلام راضى نباشند ، شيعه به جواهر و كافى محتاج است ، مرحوم مجلسى رحمه الله تعبير به كلمهء اخبار دارد ، ظاهراً مقصودش رضايت به نقل حديث از اينهاست . با اينكه مجلسى در قسمت بيان در بحار ، بعض احاديث را مخصوصاً در سماء و عالم رد مىكند و مىفرمايد درست نيست ، معذلك ائمه عليهم السلام به اخبار او راضى بودهاند . اما ما مىتوانيم ظن پيدا كنيم كه ائمه عليهم السلام به اينكه به همهء منقولات كتاب كافى عمل كنيم راضى هستند . وجه ديگر : شهادت خود كلينى به صحت كتابش مىباشد . و شهادت او با مقدماتى كه مرحوم نورى آورده ، وثاقت مشايخ هم استفاده مىشود بالمعنى الاعم ، راجع به اعتبار كافى ، وحيد بهبهانى قدس سره نوشته كه همراه كتاب عُدة الاصول طبع ايران ، چاپ شده ، در اجتهاد كه حاجى نورى دنبال كرده ، اشكال و مناقشه مىكند .
تصريح كلينى به صحت و اعتبار كتابش ، دليل چهارم است كه عمده هم همين است . ( دو جهت و مطلب بايد بحث شود ) .
1 . آيا حكم كرده يا نه ؟ 2 . و اگر كرده حجت است يا نه ؟ ملا محمد امين استرآبادى خيال كرده كه چون حكم كرده پس بايد آن را قطعى الاعتبار بدانيم ، وحيد بهبهانى رسالهاى دارد به نام الاجتهاد والاخبار ، در قرآن مفصلًا كلام ملا امين را رد مىكند .
بعض المجازفين كه مجلسى در بحار تعبير مىكند به احتمال قريب همين مرحوم استرآبادى است ، گر چه محدث نورى او را ملا خليل قزوينى رحمه الله مىداند ، ملا امين طبقتاً بر ملا خليل تقدم دارد و اصل مطلب شايد از او باشد .
و او تندى خاص و حملات شديدى نسبت به مجتهدين دارد ، لذا تعبير بعض المجازفين نسبت به او انسب است . ( نقل عبارت كلينى در مقدمهء كتابش به آن طرف كه از او درخواست كرده كه كتابى برايش بنويسد كه كافى باشد و مشكلات دينى را حل كند ) . « مراد تو حاصل شد » . وقلت انك تحب عندك كتابٌ كافٍ بجمع جميع فنون علم
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٤٦