23 شرح بر اين كتاب معرفى شده است كه بخشى از آنها نسخ خطى است . از ميان اين شروح : شرح صدر المتألهين ، شرح ملا صالح مازندرانى ، شرح علامهء مجلسى ، مهمترين شرحهايى است كه بر كافى نوشته شده و از شايستگى بيشترى براى معرفى برخوردارند .
1 . شرح اصول كافى از صدر المتألهين ( م 1050 )
به رغم آنكه نام صدر المتألهين با فلسفهء اسلامى عجين شده و در آغاز چنين به نظر مىرسد كه به متون نقلىِ وحيانى كمتر اهتمام داشته ، اما نگريستن در تفسير 7 جلدى او بر قرآن و نيز شرح متقنى از اصول كافى نشان مىدهد كه اهتمام او به قرآن و حديث نسبت به علوم عقلى اگر بيشتر نبوده ، كمتر نبوده است .
از مقدمهء ملاصدرا بر شرح خود بر مىآيد كه او تنها درصدد شرح اصول كافى بود ، نه همهء كتاب . « 1 » او اذعان مىكند كه ارائهء شرحى بر روايات از دغدغههاى ديرينهء او بود تا آنكه بنا به درخواست گروهى از دوستان و برادران دينى به اين كار روى آورد . « 2 »
و از آنجا كه كافى را بهترين كتابى مىشناسد كه روايات را گردآورده ، شرح اين كتاب را در دستور كار خود قرار داده است . « 3 » متأسفانه اين شرح ناتمام مانده و تا اندكى از كتاب الحجه استمرار يافته و چنان كه از توضيح محقق كتاب [ خواجوى ] بر مىآيد ، عمر مؤلف براى تمام كار كفاف نكرد . « 4 »
علامه ابوالحسن شعرانى - كه افزون بر معقول در منقول نيز داراى انديشهاى ژرف است - در ذيل آخرين حديث در شرح ملاصدرا در ستايش از اين شرح آورده است :
« اين حديث آخرين حديثى است كه صدر المتألهين شيرازى در اصول كافى توفيق شرح آن را يافته است . . . شرح او پيشگام تمام شرحهاى ديگر است ؛ زيرا تمام آنچه در شرحهاى ديگر آمده ، يا از لفظ و عين عبارت شرح ملاصدرا برگرفتهاند و يا با الهام از محتواى شرحِ او مطالبى را در شروح خود ذكر كردهاند . و هيچ يك از شارحان
هامش
( 1 ) . شرح اصول كافى ، ج 1 ، ص 168 .
( 2 ) . همان ، ص 169 .
( 3 ) . همان ، ص 166 - 167 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 617 .