پس از شهيد ثانى و فرزند وى به بازشناسى صحاح احاديث در كافى پرداختهاند مىتوان از مرحوم علامه مجلسى در كتاب مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول ياد نمود . سيره مجلسى به اين صورت است كه پس از ذكر هر حديث ، نخست نوع آن را مشخص نموده و سپس به شرح و توضيحاتى پيرامون آن اقدام مىكند . البته تاكنون برآوردى از احاديث صحيح مرآة العقول به عمل نيامده است اما مىتوان به طور اجمال حدس زد كه كار مجلسى در برآورد احاديث صحيح كافى اختلاف چندانى با شهيد ثانى ندارد .
اما آخرين اثرى كه در زمينه استخراج احاديث صحيح كتب اربعه خصوصاً كتاب كافى صورت گرفته است ، تأليف صحيح الكافى توسط استاد معاصر محمّد باقر بهبودى مىباشد . از اشارات و تصريحات اين استاد بر مىآيد كه معيار ايشان در انتخاب احاديث صحيح توجه به متن و سند حديث هر دو بوده است . « 1 » به اين صورت كه استاد نامبرده نخست با مراجعه به كتب رجال ، راويان ضعيف و بدنام را مشخص نموده و روايات آنها را جدا كرده است ، سپس با مقايسه متون روايات صحيح السند با مضامين قرآن و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان مذهب ، احاديث تقيهآميز و معارض با قرآن را مورد شناسايى قرار داده و كنار گذاشته است . مؤلف صحيح الكافى پس از جدا كردن اينگونه روايات از روايات صحيح الاسناد نهايتاً 4428 روايت را به عنوان صحاح قطعى كافى عرضه كرده است و به اين ترتيب چنانكه گذشت ايشان در استخراج « صحاح » انتخابى خود به سيره متقدمان و متأخران هر دو نظر داشته است .
بايد توجه داشت كه كار استاد بهبودى گر چه از سيره علمى و فنى دقيقى پيروى مىكند اما در عين حال از سوى بعضى از علماى شيعه با مخالفتهايى نيز روبهرو شده است . از جمله به عقيده يكى از منتقدان ، علت اصلى مخالفت با روش و معيار آقاى بهبودى به خاطر تكيه ويژهاى است كه استاد نامبرده در شناخت راويان ضعيف
هامش
( 1 ) . همان .