فراهم كرده بود . زيرا به گفته نجاشى ، على بن ابراهيم با پشت سر گذاردن جوانى بينايى خود را از دست داد « 1 » و طبعاً به شكل فعال از مصدر افتا و تحديث كنارهگيرى نمود . « 2 » كلينى در مواضعى از كتاب نيز از اين بزرگان با تعبير « قال » به نقل مىپردازد ، « 3 » كه خود معرف تحصيل حديث به طريق اجازه يا مناوله است به اين ترتيب مىتوان نتيجهگيرى كرد كه مرحوم كلينى در تأليف جامع روايى خويش از بسيارى از اصول و مصنفات حديثى به طور مستقيم استفاده كرده است ، گر چه صدر سند معمولًا با نام مشايخ او پيوند خورده است . منتهى بايد توجه داشت كه در اين موارد ، واسطههاى سند ( از صاحب كتاب تا كلينى ) بيانگر سلسلهاى از مشايخ اجازه است تا راويان و استادان حديث و چنانكه قبلًا گذشت كلينى با ذكر اسامى آنان ، روايت را از صورت مقطوع و مرسل بودن خارج كرده است .
يكى از قراينى كه نشان مىدهد كتب اوليه بعضاً در اختيار كلينى بوده و اين دانشمند از آن به ذكر حديث يا فتوا پرداخته است ، معلق بودن سند پارهاى از روايات كافى است . به عنوان مثال مرحوم كلينى معمولًا به واسطه على بن ابراهيم يا ابراهيم بن هاشم و او از محمّد بن عيسى بن عبيد ، از يونس بن عبد الرحمن ، و به واسطه محمّد بن اسماعيل از فضل بن شاذان روايت مىكند و اين در مجلدات مختلف كافى مطلب مشخصى است . « 4 » اما در عين حال در جلد هفتم كتاب ، روايات و منقولاتى از افراد فوق وجود دارد كه كلينى با تعبير « قال الفضل » و « قال يونس » به درج آنها مبادرت كرده است « 5 » و اين مىرساند كه كلينى در نقل اينگونه مطالب مستقيماً از كتب اين دو نفر استفاده كرده است تا از طريق مشايخ اجازه ، خصوصاً كه قسمتى از اين منقولات فتاواى فقهى يونس و فضل مىباشد تا روايات و منقولات ايشان از امامان و اين خود احتمالًا ، يكى از انگيزههاى كلينى در ذكر سند آن مطالب به صورت معلق مىباشد . در
هامش
( 1 ) . نجاشى ، رجال ، به رقم 680 .
( 2 ) . بهبودى ، مقدمه گزيده فقيه ، ج 1 ، ص 8 .
( 3 ) . كلينى ، الكافي ، پيش ج 7 ، ص 276 .
( 4 ) . همان مأخذ ، ج 7 ، ص 56 ، و ج 7 ، ص 210 .
( 5 ) . همان مأخذ ، ج 7 ، ص 90 الى 98 و 105 و 108 و 120 ، 145 ، 166 ، تحت عنوان : « قال الفضل » و نيز ج 7 ، ص 115 - 121 ، تحت عنوان : « وقال يونس » .