تأليف كتاب خود مبادرت ورزيد . « 1 » اما در مقابل گروه ديگرى از دانشمندان معتقدند :
اتفاقاً از همين مقدمه برمىآيد كه كلينى خود نيز قايل به صحت همه روايات كافى نبوده است و گرنه ضرورتى در استفاده از معيار « شهرت حديثى » يا عمل اختيارى به يكى از دو حديث متعارض به وجود نمىآمد . در اين مورد آيت اللَّه خويى مىنويسد :
« اين مطلب كه كلينى با استفاده از روايت امامان عليهم السلام به معيار شهرت حديثى اشاره مىكند ، اين خود قرينهاى است كه كلينى خود به قطعى الصدور بودن همه رواياتش معتقد نبوده است و گرنه زمينهاى جهت استشهاد به يك روايت - در لزوم مراجعه به يكى از دو روايت متعارض - باقى نمىماند . زيرا استشهاد به يك حديث با جزم به صدور دو روايت ( مخالف ) از معصوم عليه السلام قابل جمع نيست . مىدانيم كه شهرت يكى از عوامل مرجح در تميز روايت صادر شده از روايت جعلى و غير صادر مىباشد . اما با جزم به صدور دو روايت از معصوم ، مجالى بر ترجيح يكى بر ديگرى باقى نمىماند . « 2 »
اما در مورد استفادهء كلينى از سيرهء متقدمان بايد گفت : اين مطلب گرچه در جاى خود مطلب صحيحى به نظر مىرسد اما در عين حال نسبت به متأخرين كه احاطهاى بر قراين موجود در عصر كلينى ندارند ، مسئله را حل نمىكند ، بنابر اين يا بايد همچون اخباريون نسبت به عقايد و منتخبات كلينى تعبد ورزيده شود و يا سيره تحقيق و بررسى ، مطابق معيارهاى جديد دنبال گردد ، اما چنانكه مىدانيم از اواخر قرن هفتم و با ظهور احمد بن موسى بن طاوس ( متوفى 673 ) گرايش جديدى در تنويع حديث در بين دانشمندان شيعه پديد آمد . و آنان با تقليد از محدثان اهل سنت ، حديث را به اقسام پنجگانهء صحيح ، حسن ، موثق ، قوى و ضعيف تقسيم نمودند و در اين تقسيمبندى ، در تشخيص حديث صحيح ، توجه به سند در مقايسه با متن ، در اولويت قرار گرفت . « 3 »
از ديدگاه متأخران كه بگذريم ، حتى بنا به معيار دانشمندان متقدم نيز تعدادى از
هامش
( 1 ) . شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 64 و 65 .
( 2 ) . خويى ، آيت اللَّه ، معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . شهيد ثانى ، درايه ، ص 19 ؛ ابن زين الدين ، حسن ، المنتقى الجمان ، ج 1 ، ص 4 .