و غالى مذهب ، بر كتاب رجال ابن الغضائرى كرده و چون اين كتاب خود از مصادر جعلى در زمينه رجال است ، لذا صحيح الكافى از نظر مبناى تحقيقاتى از قوت لازم برخوردار نبوده و به اين دليل در جوامع علمى با استقبال چندانى رو به رو نشده است ، « 1 » اما به نظر مىرسد اين اعتراض خود از جهاتى قابل نقد و بررسى است .
نخست آنكه تكيه آقاى بهبودى در شناخت راويان ضعيف و جاعلان حديث بر كتب اربعه رجاليه - خاصه رجال نجاشى - بوده و اين استاد به ندرت بر نظرات ابن الغضائرى استدلال مىكند . ديگر آنكه آنچه از آراء ابن الغضائرى مورد استدلال قرار گرفته ، منقولاتى است كه توسط رجاليون متأخر يا معاصر نظير نجاشى ، سيد بن طاوس ، علامهء حلى و حتى آيت اللَّه خويى نقل شده و در واقع به اعتبار نقل و استفاده اين بزرگان است كه آراء ابن الغضائرى ارزش استناد پيدا كرده است . « 2 »
اعتراض ديگرى كه به استاد بهبودى شده است مربوط به شيوه حذفى ايشان در مورد روايات ضعيف يا مجعول است . چنانكه معروف است ايشان بر خلاف سيرهء علامهء مجلسى در مرآة العقول ، تنها به انتشار احاديث صحيح مبادرت كردهاند . به عقيده بعضى منتقدان در صورتى كه استاد بهبودى به عوض حذف روايات ضعيف به علت ضعف آن در حاشيه و پاورقى آن روايات ، اشاره مىنمود ، كار وى اعتبار و جلوه ديگرى پيدا مىكرد ، اما در اين مورد مؤلف صحيح الكافى معتقد است كه اولًا : شيوه وى در انتخاب بخشى از روايات كافى به عنوان صحيح الكافى قبلًا از سوى صاحب منتقى الجمان مورد عمل قرار گرفته و از اين جهت اين موضوع بدون سابقه نمىباشد .
ثانياً : با انتخاب بخشى از روايات كافى تحت عنوان « صحاح » يا گزيدهء كافى صدمهاى به موقعيت جامع كلينى وارد نمىشود ، زيرا كتب اربعه به عنوان كتبى كه در طول قرنها تواتر خود را حفظ نموده و مورد رجوع و اعتماد محققان بوده است ، بى شك در آينده نيز مرجعيت خود را حفظ خواهد نمود . منتهى عرضه منتخباتى از آن تحت عنوان « صحاح » مىتواند ضمن كوتاه نمودن زبان دشمنان در طعن بر عقايد شيعه ،
هامش
( 1 ) . عسكرى ، سيد مرتضى ، معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 228 .
( 2 ) . به عنوان مثال نجاشى در حدود 20 مورد نظرات رجالى ابن الغضائرى را در كتاب خود به صورت مشافههاى نقل كرده است . بنگريد به معرفة الحديث ، ص 62 الى 64 .