عبداللَّه بن اميه و على بن الحسن هستند چنانكه هر كجا نيز آوردهام : « عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد » اين عده عبارت از على بن محمّد بن علان ، محمّد بن ابى عبداللَّه ، محمّد ابن الحسن ( بن فروخ صفار ) و محمّد بن عقيل كلينى خواهند بود » . « 1 »
به طورى كه شيخ حر عاملى در خاتمه وسائل الشيعه آورده است كلينى در كتاب عتق كافى نيز تعدادى از مصاديق « عده » را روشن كرده است . « 2 » اما بايد گفت اين مطلب چنانكه شيخ حر عاملى تذكر داده است در بعضى از نسخ ، ( از جمله چاپهاى كنونى كافى ) وجود ندارد از اين رو احتمال مىرود در اين موارد بعضى از كاتبان و نسخهپردازان كافى ، گرفتار خلط حاشيه با متن شدهاند ، تا اينكه كلينى به درج مصاديق عده مبادرت كرده باشد . ضمناً به گفته هاشم معروف : « در مورد سيزده روايت از روايات كافى مصاديق « عده » مشخص نشده است و چنانكه محدث نورى در خاتمه مستدرك الوسائل آورده است ، نه كلينى و نه محدثان پس از وى به مصاديق عده در اين روايات اشارهاى نكردهاند » « 3 » اما به احتمال زياد بايد گفت در اين روايات تعبير « عده » در صدر سند قرار ندارد بلكه اين در وسط اسناد كافى به چشم مىخورد كه از اول كتاب حسن بن سماعه به كتاب كافى منتقل شده است و در واقع سند اين روايات به صورت زير است : « الحسن بن محمّد بن سماعه عن عدة من أصحابنا عن . . . » لذا عده در « عدة من أصحابنا » به مشايخ حسن بن سماعه مربوط است تا مشايخ كلينى . نكته ديگر آنكه : رواياتى كه در صدر سند آنها عبارت : « عدة من أصحابنا » وجود دارد معمولًا به توسط يكى از اين سه نفر يعنى احمد بن محمّد بن عيسى ، احمد بن محمّد بن خالد و سهل بن زياد ، وارد شده است . در اين موارد مراد از « عده » روشن است . گر چه هر وقت در سند روايت « احمد بن محمّد » به صورت مطلق آمده باشد ، آن نام بين احمد بن محمّد بن عيسى و احمد بن محمّد بن خالد برقى مشترك بوده و اين دو نفر از نظر وثاقت در يك درجه قرار ندارند . « 4 »
هامش
( 1 ) . علامه حلى ، خلاصة الاقوال ، ص 272 ، فايده سوم .
( 2 ) . حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 34 .
( 3 ) . هاشم معروف ، دراسات في الحديث والمحدثين ، ص 141 به نقل از فايده چهارم مستدرك الوسائل ، ج 3 .
( 4 ) . نجاشى ، رجال ، به رقمهاى 182 و 198 .