پيدايش كتاب را توجيه مىكند ، به سهم خود از عوامل نقد كتاب نيز به شمار مىآيد ، زيرا از ديدگاه محدثانى كه پس از كلينى ظهور كرده و در پارهاى از احكام و فتاوا با وى موافق نبودهاند نقل احاديث متعارض با روايات كافى ارجحيت يافته است . از اين رو شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه پس از ذكر روايتى در باب « الرجلان يوصى اليهما فينفرد . . . » كه از طريق محمّد بن يعقوب كلينى درج كرده است ، مىنويسد : « من به اين حديث فتوى نمىدهم بلكه به روايتى فتوى مىدهم كه با خط امام حسن بن على عليه السلام نزد من موجود است » . « 1 » به همين ترتيب شيخ طوسى در كتابهاى تهذيب و استبصار پس از ذكر پارهاى از احاديث عدديه ، نظرى كاملًا مغاير با نظر كلينى ، ارائه داده است . به اين صورت كه اين دانشمند با انتقاد در متن و سند اين روايات ، روايات مخالف آن را ارج نهاده و عملًا به آن فتوى مىدهد . « 2 » بعضى از دانشمندان شيعه كوشيدهاند ، با استفاده از مقدمهاى كه كلينى در ابتداى كتاب خود آورده است صحت همه روايات كافى را نتيجه بگيرند . از جمله اين بزرگان شيخ حر عاملى است كه در فايده ششم از خاتمه كتاب « وسائل الشيعه » ابتدا قسمتى از مقدمه كلينى را نقل كرده و سپس با استفاده از آن به ذكر چهار دليل در اثبات صحت روايات كافى اقدام كرده است . مهمترين دليل اين دانشمند ، يادآورى و ذكر سيره متقدمان است كه مطابق آن تا به صحت يك روايت مطمئن نمىگشتند ، هرگز به درج آن در جوامع حديثى اقدام نمىكردند مضافاً كه كلينى از روى خيرخواهى و جهت زدودن حيرت عمومى به
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 151 .
( 2 ) . شيخ طوسى ، تهذيب ، ج 4 ، ص 169 الى 174 ؛ استبصار ، ج 2 ، ص 65 الى 71 ، بايد توجه داشت كه منظور ازاحاديث عدديه ، احاديثى است كه مطابق آن مبناى حلول ماه از جمله ماه رمضان ، ماه شوال ، شمارش ايام اين ماهها است نه رؤيت و مشاهده هلال . مثلًا در يكى از اين احاديث آمده است كه ماه شعبان هرگز سى روزه نيست و ماه رمضان نيز هرگز از سى روز كمتر نمىباشد . در بين محدثان ثلاثه ، كلينى بدون هيچگونه اظهار نظر يا نقد و بررسى به نقل اين احاديث پرداخته است . شيخ صدوق ناقل اين احاديث بوده و شديداً از آن جانبدارى مىكند در صورتى كه شيخ طوسى پس از نقل آنها ، به طور مشروح و مستدل به نقد آنها مىپردازد . در اين مورد بنگريد به كلينى ، الكافي ، ج 4 ، ص 784 ؛ شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 111 ؛ و شيخ طوسى ، تهذيب الاحكام ، ج 4 ، ص 169 الى 174 .