حسن بن محبوب جزء موثقان است ) به همين ترتيب وقتى كلينى مىگويد : « على بن ابراهيم بن هاشم عن ابيه عن ابن ابى عمير » . نمىدانيم كه آيا حديث را از كتب استاد خود على بن ابراهيم استخراج كرده يا از نوادر ابراهيم بن هاشم يا از نوادر محمّد بن ابى عمير اخذ نموده است . ضمناً در صورتى كه حديث مستخرج از نوادر محمّد بن ابى عمير باشد ، بايد توجه داشت كه نوادر او داراى نسخ متعدد بوده و معلوم نيست كدام نسخه در اختيار كلينى قرار داشته است . گر چه وقتى كه در سند روايت مىگويد :
« عدة من أصحابنا عن احمد بن محمّد بن عيسى » به يقين مىتوان گفت كه او روايت را از كتب احمد بن محمّد بن عيسى برگرفته و اين شخص از موثقان بوده است . « 1 »
4 . وجود « ضعفاء » در سند روايات :
مطلب ديگر در سند بعضى از روايات كافى وجود اشخاص ضعيف و غير موثق است و مطالعه رجالى سندهاى اينگونه روايات نشان مىدهد كه شمار قابل توجهى از رجال كافى از ديدگاه علماى رجال از جمله : كشى ، نجاشى ، و شيخ طوسى مورد تضعيف قرار گرفتهاند . دانشمند معاصر هاشم معروف حسنى در كتاب دراسات في الحديث والمحدثين به ذكر چهل و يك نفر از رجال ضعيف و بد نام كافى مبادرت كرده است « 2 » و از ملاحظه ترجمه اين عده روشن مىگردد كه اكثر آنان در شمار غلات قرار داشته و يا به كذب ، تخليط ، سوء حافظه و ديگر مشكلات اعتقادى و يا اخلاقى مبتلا
هامش
( 1 ) . بهبودى ، گزيده من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 9 ، ضمناً بايد توجه داشت كه اهميت گفتهء استاد بهبودى در اين نكته است كه در صورتى كه مرحوم كلينى همانند شيخ طوسى و شيخ صدوق حديث را مستقيماً با نام كسى كه صاحب كتاب بوده ، پيوند زده و سپس به درج مشيخهاى همت مىگماشت ، در اين صورت ضعف طريق يا ضعف مشايخ اجازه به نفس حديث تسرى پيدا نمىكرد . البته در اين مورد بين رجاليون اختلاف نظر وجود دارد . آيت اللَّه خويى در معجم الرجال معتقد است كه در تضعيف يك روايت تفاوتى بين ضعف راويان و مشايخ حديثى با ضعف طريق يا ضعف مشايخ اجازه وجود ندارد ( معجم الرجال ، ج 1 ، ص 82 ) اما عده ديگرى از دانشمندان از جمله آقاى بهبودى معتقدند كه ضعف طريق قابل سرايت به اصول اوليه نيست . از اين رو مىتوان اينگونه روايات را در شمار روايات صحيح قلمداد نمود ( گزيده من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 24 ) و به نظر مىرسد اين عقيده از صحت بيشترى برخوردار است به شرطى كه بتوان نسبت به مصونيت نسخههاى مورد استفاده از زياده و نقصان اطمينان حاصل نمود .
( 2 ) . همين كتاب ، ص 192 الى 201 .