معهذا على رغم التزام وى به نقل كامل سند در مواردى نيز در سند روايات ، ، قطع ، ارسال و يا تعليق به چشم مىخورد ، كه البته اين موارد در مجموع كتاب رقمى محدود است ، مثلًا در روايتى آمده است : « محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن الحسين بن سعيد و محمّد بن خالد ، عن زكريا بن عمران القمى ، عن هارون بن الجهم ، عن رجل من أصحاب ابى عبداللَّه لم احفظ اسمه قال : سمعت ابا عبداللَّه يقول « 1 » . . . » و در روايتى ديگر سند به صورت زير ديده مىشود : « الحسين بن محمّد عن المعلّى بن محمّد عن بعض اصحابه عن ابى بصير قال » « 2 » اينگونه روايات در معيار متأخرين از جمله روايات ضعيف به حساب مىآيد ، « 3 » اما مرحوم كلينى با وثوق به صدور اين روايات از معصوم عليه السلام ، به درج آنها اقدام كرده است ، چنانكه در باب ميراث « پسر برادر و جد » پس از ذكر روايتى كه در سند آن « ارسال » وجود دارد مىنويسد : « هذا قد روى وهى اخبار صحيحة » « 4 » يعنى : « چنين حكمى از امام عليه السلام روايت شده و از جمله اخبار صحيح مىباشد » و مىدانيم كه در عرف و عادت متقدمان ، صرف وثوق به صدور يك روايت از معصوم عليه السلام ، در صحت آن روايت كفايت مىنموده است . « 5 »
3 . مشتركات در اسناد روايات :
مسئله ديگرى كه در سند بعضى از روايات كافى جلب نظر مىكند ، مسئله وجود مشتركات است . « 6 » برخى از مشتركات با مقايسه صدر و ذيل ديگر ( اسناد ) روايات يا استفاده از قرائن موجود در كتب رجال و حديث قابل شناسايى است اما در پارهاى
هامش
( 1 ) . همين مأخذ ، ج 1 ، ص 230 .
( 2 ) . همين مأخذ ، ج 1 ، ص 474 و نيز در ص 120 همين جلد مىنويسد : « على بن محمّد مرسلًا عن ابى الحسنالرضا . . . » .
( 3 ) . موسوى غريقى ، قواعد الحديث ، ص 19 ، به نقل از وافى .
( 4 ) . كلينى ، الكافي ، ج 7 ، ص 115 .
( 5 ) . موسوى غريفى ، قواعد الحديث ، ص 10 .
( 6 ) . مشترك عبارت از حديثى است كه يكى از رجال آن بين ثقه و غير ثقه مشترك باشد كه تميز آن احتياج مبرمى بهعلم رجال دارد و خود يكى از شعب مهم آن علم ( رجال ) است . شانه چى ، كاظم ، علم الحديث ، ص 158 .