تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
ديگر وجود قراين نيز نمىتواند در تميز مشتركات مفيد واقع شود . به عنوان يك نمونه در سند : « محمّد عن أحمد عن شاذان بن خليل عن يونس عن حماد عن حسين » به قرينهء آن‌كه نجاشى در ترجمه حسين بن مختار مىنويسد : « له كتاب يروي عنه حماد بن عيسى » « 1 » مىتوان نتيجه گرفت كه منظور از حسين در اين سند ، حسين بن مختار قلانسى و منظور از حماد ، حماد بن عيسى جهنى است . « 2 » در صورتى كه در همين سند مصاديق « محمد » و « أحمد » روشن نيست و در يك احتمال مىتوان مصاديق اين دو نفر را « محمّد بن يحيى » و « احمد بن محمّد بن عيسى » دانست . به اين ترتيب در مورد اسناد روايات كافى بايد گفت : در اين كتاب مشتركات زيادى وجود دارد كه تميز برخى به راحتى امكان‌پذير بوده و بعضى ديگر ، به سختى قابل امتياز مىباشد . از جمله مشتركات اين كتاب مىتوان از : احمد بن محمّد ، ابن سنان ، حماد ، ابن محبوب ، ابن فضال و محمّد بن اسماعيل نام برد . به عنوان مثال با مطالعه و مقايسه اسناد روايات روشن مىشود هرگاه سند به صورت : « محمّد بن يحيى عن احمد بن محمّد عن ابن محبوب » آمده است منظور از « احمد بن محمّد » ، احمد بن محمّد بن عيسى مىباشد « 3 » . در صورتى كه در مواردى كه سند به صورت : « عدة من أصحابنا عن احمد بن محمّد عن عثمان بن عيسى » درج شده است ، مقصود از « احمد بن محمّد » ، احمد بن محمّد بن خالد برقى مىباشد ، « 4 » به عنوان يك نمونه ديگر از مشتركاتِ كافى صاحب منتقى الجمان مىنويسد : « در سند بسيارى از روايات كافى آمده است : « محمّد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان . . . » سپس مىافزايد وضع محمّد بن اسماعيل نامعلوم است زيرا اين اسم بين هفت نفر مشترك مىباشد كه عبارتند از : محمّد بن اسماعيل بزيع ، محمّد بن اسماعيل برمكى ، محمّد بن اسماعيل زعفرانى كه اين سه نفر توثيق شده‌اند ، اما چهار نفر ديگر يعنى : محمّد بن اسماعيل بن جعفرى ، محمّد بن اسماعيل صيمرى قمى ، محمّد بن اسماعيل كنانى و محمّد بن اسماعيل بلخى همگى مجهول الحال هستند . صاحب منتقى الجمان پس از رد احتمال هر يك از سه نفر اول در سندهاى كافى نتيجه مىگيرد كه مصداق « محمّد بن اسماعيل » در اسناد روايات
هامش
( 1 ) . نجاشى ، رجال ، به رقم 123 . ( 2 ) . بحر العلوم ، سيد مهدى ، رجال ، ج 4 ، ص 130 . ( 3 ) . بنگريد به كافى ، ج 7 ، ص 234 ، 242 ، 243 و . . . ( 4 ) . كافى ، ج 7 ، ص 323 ، 238 ، 275 و . . .