پايينترين آن و جاده است به طورى كه بعضى از دانشمندان نقل روايت يا عمل به روايت را به صرف وجادهاى بودن آن منع كردهاند . « 1 » به همين جهت از نظر دانشمندان ، نوع تحمل حديث ، ميزانى در ارزش گذارى آن حديث به شمار رفته و كتمان عمدى وجه تحمل ، نوعى تدليس و تزوير به شمار مىرود « 2 » كه علماى خبير و با بصيرت همواره از آن پرهيز داشتهاند . « 3 » البته نسبت به شخص ابوجعفر كلينى كه همگان او را به وثاقت و امانت علمى ستودهاند نقل روايت به صورت « معنعن » تفسيرى جز اختصار سند ندارد ، به ويژه اگر در نظر گيريم كه جامع او حاوى 16199 حديث بوده و روايات كتاب به تنهايى از مجموع روايات صحاح ستهء اهل سنت بيشتر است . « 4 » و طبعاً ذكر كيفيت تحمل واسطههاى سند ، حجم كتاب را بيش از پيش افزايش مىداده است . اما در عين حال نقل روايات به صورت « معنعن » راه را بر محققان در تميز طرق ضعيف از طرق قوى مىبندد . « 5 »
2 . ارسال و تعليق در سند پارهاى از روايات :
چنانكه گذشت ، كلينى در نقل روايات ، ملتزم به درج سند به صورت كامل بوده است .
او در مواردى كه چند روايت از سند مشتركى برخوردار است ، معمولًا روايت اول را با سند كامل ذكر نموده و در نقل روايات بعد ، به تعبير « وبهذا الاسناد » بسنده مىنمايد . « 6 »
هامش
( 1 ) . شهيد ثانى ، الدرايه ، ص 109 كه مىنويسد : « ولا خلاف بينهم في منع الرواية بها . . . » تا آنجا كه : « ولو اقترنتالوجادة بالاجازة . . . فلا اشكال في جواز الرواية والعمل . . . » ، قاسمى ، قواعد الحديث ، ص 204 ، از قول نووى .
( 2 ) . بهبودى ، معرفة الحديث ، ص 73 : التساهل والتدليس .
( 3 ) . همان مأخذ و همان صفحه ، ضمناً به عقيده شهيد ثانى از نظر برخى از دانشمندان شيعه حديث معنعن از نظرسندى در حكم مرسل و منقطع بوده ، مگر آنكه امكان ملاقات بين راويان و مرويان موجود و نسبت به اتصال سند اطمينان حاصل شود بنگريد به الدرايه ، ص 31 .
( 4 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 28 ، از زندگى نامه مؤلف .
( 5 ) . به عنوان مثال شيخ طوسى در كتاب عدة الاصول مىنويسد : اگر يكى از دو راوى حديثى را بر مبناى سماع و قرائت و راوى ديگر بر مبناى اجازه روايت كند روايت سامع بر روايت مستجيز مقدم خواهد بود مگر آنكه اصل معروف يا مصنَّف مشهورى از طريق اجازه روايت شود كه در اين صورت وجهى براى ترجيح باقى نمىماند ( عدة الاصول ، ج 1 ، ص 385 ) .
( 6 ) . كلينى ، الكافي ، ج 1 ، ص 248 .