خاك سپرده شد . « 1 » او علاوه بر كتاب كافى كتابهاى ديگرى نيز به رشته تأليف كشيد « 2 » ، لكن از آن كتب اثرى به جاى مانده است .
مشايخ و شاگردان كلينى :
چنانكه بعضى از محققان تذكر دادهاند « 3 » ، در مصادر تاريخى همزمان با حيات كلينى ، اطلاعات چندانى پيرامون نشو و نماى اين دانشمند ، وجود ندارد . از اين رو بهترين مرجع در شناخت شخصيت علمى و مشايخ ابوجعفر كلينى همان اسناد روايات كتاب كافى مىباشد . به همين ترتيب در مورد شاگردان كلينى نيز اطلاعات تاريخى بسيار اندك است و تنها چند نفر كه موفق شدهاند كتاب كافى را با سماع و قرائت و يا اجازه از مؤلف آن دريافت نمايند ، به عنوان شاگردان كلينى شناخته شدهاند هر چند با تعريفى كه نجاشى از كلينى - به عنوان استاد حديث و رئيس حوزه رى - كرده است ، مىتوان حدس زد كه از شاگردان كلينى بيش از اين تعداد بودهاند .
اما در مورد مشايخ كلينى بايد گفت : طبق بررسىهاى به عمل آمده در كتاب كافى ، مجموعاً 15339 روايت وجود دارد كه سند آن با يكى از مشايخ كلينى شروع مىگردد و بررسى اين اسناد نشان مىدهد كه كلينى روايات خود را مجموعاً از سى و چهار نفر روايت كرده است . لكن از مجموع روايات فوق ، 15284 روايت از هشت نفر از مشايخ حديثى و پنجاه و پنج روايت به واسطه بيست و شش نفر ديگر روايت شده است . اين مشايخ هشتگانه كه در واقع 99 درصد و اندى از روايات كافى به توسط آنان روايت شده است به ترتيب كثرت روايت عبارتند از :
1 . على بن ابراهيم قمى 7068 روايت
2 . محمد بن يحيى العطار 5073 روايت
هامش
( 1 ) . همان مأخذ و همان صفحه .
( 2 ) . نجاشى ، رجال ، به رقم 1026 .
( 3 ) . بهبودى ، گزيده من لا يحضره الفقيه ج 1 ص 7 .