شهر رى بوده « 1 » و چنانكه معروف است پدر و دايى او ، يعقوب و علان نيز در اين ده زندگى مىكردهاند . در مورد پدر وى اطلاع دقيقى در دست نيست اما در مورد دايى او ، به طورى كه نجاشى توضيح مىدهد ، در عصر خود از مشايخ معتبر و موثق بوده است . « 2 » دقيقاً مشخص نيست كه كلينى كودكى و نوجوانى خود را در كجا سپرى كرده است . اما به نظر مىرسد كه ابوجعفر ، سالهاى ابتداى زندگى خود را در همان زادگاه خويش سپرى كرده و سپس جهت كسب معلومات دينى به قم روى آورده است . او پس از استفاده از محضر مشايخ آن حوزه ، جهت تكميل اطلاعات خويش به سفرهاى متعددى دست زد ، كه در رأس آن مىتوان از ديدار او از حوزههاى كوفه ، نيشابور و بغداد ، نام برد . كلينى پس از ديدار با بزرگان اين حوزهها مجدداً به رى عزيمت نمود و اين در شرايطى بود كه حوزه رى در آن زمان ، از حوزههاى جوان به شمار مىرفت و در آن خطّه پس از حوزهء قم قرار داشت ، چرا كه شهر رى تا اواخر سوم قرن تحت نفوذ و سيطره اهل سنت قرار داشت و آنان با اعمال تعصب از سكونت و رشد شيعيان در آن جلوگيرى مىكردند . در اين مورد ياقوت حموى ، پس از شرحى كه از قول اصطخرى دربارهء بزرگى و سابقه تاريخى مىدهد خود مىنويسد : " اهل رى ، اهل سنت و جماعت بودند تا آنكه احمدبن حسن مادرانى ( يا مادرايى ) بر آنجا مسلط شد و اظهار تشيّع نمود و اهل آن سامان را مورد تكريم قرار داد . مردم نيز با تصنيف كتب به او تقرب پيدا نمودند از جمله عبدالرحمن بن ابى حاتم كتابى در فضائل اهل بيت عليهم السلام نوشت . اين واقعه در ايام معتمد و در سال 275 هجرى بود « 3 » " .
با توجه به اين تاريخچه نتيجهگيرى مىشود كه ظهور و رشد تشيع در رى ، مقارن با ايام كودكى و نوجوانى كلينى بوده است و از اين رو تعجبى ندارد كه وى براى اخذ
هامش
( 1 ) . با استفاده از نجاشى ، رجال به رقمهاى 1026 و 682 ، علاهء حلى ، خلاصة الاقوال ص 18 به رقم 31 .
( 2 ) . نجاشى ، رجال ، به رقم 682 ، شيخ طوسى ، رجال 7 ص 495 .
( 3 ) . حموى ، ياقوت ، معجم البلدان ، بيروت ، داراحياء التراث العربى ج 3 ص 116 .