نكاتى دربارهء كتب اربعه
پيش از آشنايى با هر يك از كتب چهارگانه لازم است به دو نكته توجه كنيم :
1 . ناميده نشدن اين كتب به « صحاح اربعه » : مىدانيم كه اهل سنت از جامع بخارى و مسلم با نام صحيح بخارى و صحيح مسلم ياد كردهاند ، چنانكه گاه از كتب ششگانه اصلى اهل سنت نيز با عنوان « صحاح سته » ياد شده است ، اما عالمان شيعه با وجود روايات صحيح فراوانى كه در كتب اربعه وجود دارد ، هرگز اين كتابها را « صحاح اربعه » نناميدهاند . اين امر موجب شده است كه راه نقد و بحث در متن و سند روايات اين كتابها همچنان گشوده باشد .
2 . اصول خمسه و كتاب « مدينة العلم » در كلام برخى از عالمان : كسانى مانند شيخ شمس الدين محمد بن محمود آملى « 1 » ( م 752 ق ) و حسين بن عبدالصمد عاملى پدر شيخ بهايى « 2 » ( م 984 ق ) از « اصول « 3 » خمسه » حديثى ياد كردهاند ، « 4 » آنان « مدينة العلم » شيخ صدوق را كه گفته مىشود بيش از دو برابر كتاب من لا يحضره الفقيه ايشان بوده ، « 5 » نيز در جنب چهار كتاب مذكور قرار داده و از اين رو به « اصول خمسه » تعبير نمودهاند . اما متأسفانه كتاب « مدينة العلم » شيخ صدوق به دست ما نرسيده و تلاشهايى كه تاكنون براى يافتن نسخهاى از اين كتاب انجام گرفته ناكام مانده است .
هامش
( 1 ) . نفايس الفنون فى عرايس العيون ، ج 1 ، ص 397 .
( 2 ) . وصول الاخيار إلى اصول الاخبار ، ص 85 . وى گفته است : « و أصولُنا الخَمسة الكافى و مدينةُ العلمِ و كتابُ من لا يحضره الفقيه و التهذيبُ و الاستبصارُ » .
( 3 ) . اطلاق « اصل » بر اين كتب با اصطلاحى كه قبلًا براى « اصول اربعمائه » به كار مىرفت متفاوت است ، اصل در آنجا به معناى كتابهايى بود كه بدون واسطهء مكتوب از معصوم دريافت شده بود اما در اينجا مراد از كتب اصول كتابهاى اصلى و مهم حديثى است كه همان جوامع حديثىاند .
( 4 ) . قاضى نور اللَّه تسترى ( 956 - 1019 ق ) كتب مشهور حديثى شيعه را شش كتاب دانسته و در كنار كتب اربعه دو كتاب المحاسن تأليف أحمد بن محمد بن خالد البرقى و قرب الإسناد تأليف محمد بن عبداللَّه بن جعفر الحميرى را نيز افزوده است . المحاسن ، مقدمه مصحح ( سيد جلال الدين حسينى ) ، ص 10 ؛ نيز : فيض الاله فى ترجمة قاضى نور اللَّه ، سيد جلال الدين حسينى ، ص 71 به نقل از مصائب النواصب قاضى نور اللَّه تسترى .
( 5 ) . به تعبير ابن شهر آشوب اين كتاب داراى 10 جزء بوده در حالى كه كتاب من لا يحضره الفقيه 4 جزء است . ر . ك : معالم العلماء ، ص 147 .