كلينى در پاسخ درخواست دوست خود مىنويسد كه هيچ كس نمىتواند با « رأى » خود ميان احاديث « متعارض » و « مختلف فيه » نظر كند و تمييز بخشد و اختلاف روايات را چاره كند . كلينى سپس با نقل چند حديث مىكوشد ملاكهايى را براى رفع اختلاف اخبار بر اساس دستورات امامان پيشنهاد كند . وى نخست به اين حديث توجه مىدهد كه اين احاديث را بر قرآن عرضه كنيد و هر آنچه موافق قرآن بود برگيريد و هر آنچه مخالف بود ، فرو گذاريد . « 1 » اين در حقيقت نخستين محك و معيار براى حل مشكل تعارض اخبار است . سپس با نقل يك حديث ديگر دومين ملاك را اين مىداند كه مىبايست در ميان اخبار متعارض ، آنچه را كه موافق فتواى سنيان ( با تعبير : « القوم » ) است ، كنار گذاشت . سومين ملاك را كلينى با نقل حديثى ديگر بيان مىدارد . بنابر اين حديث مىبايست در ميان اخبار متعارض ، آنچه را كه « مجمع عليه » هست ، برگرفت و مابقى را رها كرد . با اين وصف دنبالهء سخن كلينى در اين مورد نشان مىدهد كه وى به كارگيرى اين ملاكها و معيارها را هم چندان راهحل نهايى مشكل تعارض اخبار نمىداند ؛ چرا كه فحواى عبارت وى چنين مىرساند كه با اين ملاكها تنها شمار اندكى از احاديث را مىتوان چارهسازى كرد . « 2 » بنابراين كلينى راهحل ديگرى ارائه مىدهد كه به نظر او كار سازتر است . وى مىگويد كه احتياط در واگذارى « علم » اخبار متعارض به خود امامان است ، ولى در عين حال مىتوان در « عمل » فراخور « توسعه » « 3 » رفتار كرد . به تعبير ديگر كلينى به رد كردن اخبار متعارض امامان علاقهمند نيست و معتقد است كه بايد ضمن پذيرش اخبار ، فراخور توسعه عمل نمود . بنابراين كلينى با همين منطق كوشيده است در كتاب الكافى و بر اساس كتب مورد اعتماد خود اخبار و احاديث مورد اعتماد را جمع و طبقهبندى كند و در
هامش
( 1 ) . نك : الكافى ، ج 1 ، ص 8 .
( 2 ) . نك : الكافى ، ج 1 ، ص 9 . مقايسه كنيد با تفسير عبارت او در اين باب در شرح كافى ملّا صالح مازندرانى ، نقلشده در پاورقى يك همان صفحه . شايد هم مقصود كلينى اين بوده كه تنها شمار اندكى از احاديث امامان مجمع عليه هستند .
( 3 ) . يعنى امكان عمل به يكى از آنها و از جمله آسانترين حكم در ميان احاديث متعارض .