ضرورت اتكاى علم و عمل دينى بر يقين و نه بر شك و عدم بصيرت سخن به ميان مىآورد . اين موضوع يكى از اصلىترين دشوارههاى فكرى اماميه در اين دوران و از موارد مهم استدلالى براى اثبات ضرورت وجود و استمرار حجت الهى / امام براى ايشان قلمداد مىشد . « 1 » آنگاه كلينى « 2 » با ذكر مسئوليت جهالت مبتنى بر دورى از معرفت يقينى در ايجاد عقايد باطل ، از اديان فاسد و مذاهب شنيع زمانه سخن به ميان مىآورد كه به نظر او تمامى شروط كفر و شرك را در خود جمع كردهاند . در اينجا منظر او نسبت به ايمان / كفر كاملًا با عقايد فرقهاى شيعه در دوران بحرانى شيعى همخوانى دارد . بىترديد مقصود كلينى از اين اديان و مذاهب بيشتر مذاهب درون اسلامى و عقايد و باورهاى دينىاى بوده است كه در ايران قرن چهارم قمرى ظهور داشته است ؛ اما در اين ميان توضيحات بعدى او نشان مىدهد كه كلينى بيش از همه نظرش به سنيان است كه بر طريقه امامان شيعه نيستند . در اينجا محك درست ايمان مبتنى بر بصيرت را كلينى به اتكاء ديندارى بر كتاب خدا و سنت پيامبر مىداند و هرگونه استحسان ، تقليد و تأويل بىپايه علمى را در اين زمينه رد مىكند . پيداست كه وى در پيش زمينهء تفكرات اماميه دربارهء ضرورت يقين دينى و عدم درافتادن فقه و عقايد در پيروى از « ظن » و استحسانات عقلى و تقليد « 3 » نظر به سنيان دارد . در اينجا كلينى با استناد به يك حديث ، ايمان اين گروه از مردم را ايمانى عاريتى و غير مستقر مىخواند . « 4 »
شخصى كه كلينى مقدمه كتابش را با پرسشهاى او آغاز كرده ، در دنباله از وى دربارهء مسائل مورد اختلاف پرسش كرده بود كه به نظرش به دليل اختلاف روايات در آن موضوعات بوده است . اگر بخواهيم سير منطقى بحث كلينى را در اينجا به درستى دريابيم ، بايد بگوييم كه در بحث از ضرورت وجود يقين دينى و دورى از هرگونه ظن و استحسان ، براى اماميه از سوى خود آنان و از سوى مخالفانشان حتى در دورهء پايانى
هامش
( 1 ) . براى نمونه اى ديگر تقريبا از همين دوره ، نك : تفسير منسوب به نعمانى .
( 2 ) . نك : كلينى ، 1 / 8 - 7
( 3 ) . براى اين موارد در همين دوره مورد بحث ، نك : مدرسى ، مقدمهاى بر فقه شيعه ، مقدمه ؛ نيز : مقالهء من دربارهءاصحاب حديث اماميه در مجله كتاب ماه دين .
( 4 ) . نك : الكافى ، ج 1 ، ص 8 .