نحو كه اگر روزهء سنّتى باشد ، آن روز را كه عمدا تا صبح جنب بوده روزه نگيرد . و همچنين اگر واجب غير معيّن باشد . و اگر واجب معيّن باشد ، آن روز را روزه بگيرد و قضا نيز بكند .
ششم : دروغ بر خدا ، يا رسول صلّى اللّه عليه و آله ، يا يكى از ائمّه عليهم السّلام بستن
و در حرام بودن آن شكّى نيست . و در اينكه آيا باعث بطلان روزه مىشود ، خلاف است . پس جمعى از علماء گفتهاند كه روزه را باطل نمىكند « 1 » . و بعضى ديگر گفتهاند كه باطل مىكند و باعث قضا و كفّاره نيز مىشود « 2 » . و اين قول در نظر حقير اقوى و اصحّ است .
و مراد از دروغ بر خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه عليهم السّلام گفتن ، آن است كه حديث دروغى نقل كند ، يا مسألهء خلاف واقعى بگويد .
و بعضى از علماء گفتهاند كه : كسى كه مجتهد عادل نباشد و قابليّت اهليّت مسأله گفتن و حكم كردن نداشته باشد ، هرگاه مسأله بگويد يا حكم كند ، آن نيز دروغ بر خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته است و باعث بطلان روزهء آن مىشود ، و اگر چه آنچه را گفته باشد ، مطابق واقع باشد « 3 » .
و ظاهر چنين است كه آن فرموده است .
و همچنين است هرگاه كسى مسألهاى را كه حكم آن بر آن يقين نباشد [ بگويد ] و بگويد آنچه را كه متعارف اكثر كسانى است كه در تعزيهء سيّد الشهدا عليه السّلام « 4 » ، يا غير آن از ائمّه ، بعضى سخنان به ايشان نسبت مىدهند در شعر يا غير شعر ، كه از ايشان نرسيده است . و احتمال مىرود كه باعث بطلان روزه نباشد ، اگر چه احوط اجتناب است .
هامش
( 1 ) . مانند : سيّد مرتضى در جمل العلم و العمل ( رسائل الشريف المرتضى ) 3 : 54 ، و ابن ادريس در السرائر 1 : 375 .
محدّث بحرانى نيز در الحدائق الناضرة 13 : 141 ، آن را مشهور ميان متأخرين دانسته است .
( 2 ) . مانند : شيخ مفيد در المقنعة : 344 ، و شيخ طوسى در النهاية : 153 و الخلاف 2 : 221 ، م 85 ، و شهيد در الدروس الشرعيّة 1 : 274 .
( 3 ) . ظاهر عبارت محقق خوانسارى در مشارق الشموس : 413 ، چنين است . نيز ر . ك : منتهى المطلب 2 : 565 .
( 4 ) . نسخهها : + « را » .