سيم : گنجى كه كسى پيدا كند
و آن مالى است كه در زير زمين پنهان كرده باشند .
و تفصيل اين آن است كه گنجى را كه كسى پيدا مىكند ، از چند قسم بيرون نيست :
اول : آنكه در ولايت كفّار بيابند ، يعنى در ولايتى كه همهء اهل آن كافر باشند و در آنجا مسلمانى نباشد ، كه در اين صورت آن گنج مال آن شخصى است كه يافته است ؛ خواه آن گنج پولى باشد كه در آن سكّهء اسلام باشد ، مثل شهادتين يا اسمى از پادشاهان اسلام ، يا نه ، بايد خمس آن را بدهد .
دويم : اينكه در ولايت اسلام بيابد ، و ليكن در زمينى بيابد كه صاحبى نباشد ؛ مانند صحراها و بيابانها و ساير اراضى موات . پس هرگاه آن مال اثر اهل اسلام در آن نباشد ، مثل پولى كه سكّهء اهل اسلام را نداشته باشد ، يا مالى كه مطلقا نشانى از اهل اسلام در آن نباشد ، در اين صورت بايد خمس آن را بدهد و بقيه از آن شخصى است كه يافته است .
و اگر اثر اهل اسلام در آن باشد ، مثل پولى كه سكّهء مسلمانان در آن باشد ، پس مشهور ميان متأخّرين « 1 » آن است كه حكم لقطه دارد و مىبايد يك سال تعريف كند ، اگر صاحبش پيدا شود ، به صاحبش بدهد و اگر صاحبش پيدا نشود ، مخيّر است ميان مالك شدن و تصدّق كردن و به امانت نگاه داشتن . و اگر در دو صورت اول صاحبش پيدا شود و راضى نباشد ، عوض بدهد .
و جمعى از علماء گفتهاند كه اين نيز مثل صورتى است كه اثر اهل اسلام را نداشته باشد « 2 » ؛ يعنى بايد خمس آن را بدهد و بقيه مال آن شخصى است كه يافته است . و اين قول در نظر حقير اقوى است .
سيم : آنكه در ولايت اسلام بيابد و در زمينى آن را بيابد كه صاحب داشته باشد و
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرائع الإسلام 1 : 180 ؛ التنقيح الرائع 1 : 337 .
( 2 ) . مانند : شيخ طوسى در الخلاف 2 : 122 ، م 148 و 149 ، و ابن ادريس در السرائر 1 : 486 .