يا زراعت و مستغلّاتى داشته باشد كه از آنها منفعتى به هم رسد ، منافع آنها كفايت مؤونت ساليانهء آن را بكند . و هرگاه اموالى ديگر داشته باشد به غير از مالى كه به آن دادوستد كند ، يا اموالى كه از آنها منفعتى به هم رسد ، به قدرى باشد كه اصل آن اموال كفايت مؤونت ساليانهء آن را بكند .
پس بنابراين فقير كسى است كه يا مطلقا مالك مالى نباشد كه اصل آن مال يا منافع آن وفا به مؤونت ساليانه آن بكند و اگر مالى داشته باشد ، پس اگر مالى باشد كه به آن دادوستد كند ، يا مستغلّاتى يا زراعتى باشد كه از آنها منافع به هم رسد ، منافع آنها به قدرى نباشد كه وفا به مؤونت ساليانهء او كنند ، اگر چه اصل آنها كفايت خرج ساليانه را بكند . و اگر مالى باشد غير از مال دادوستد و مستغلّات و زراعت ، به قدرى نباشد كه اصل آن مال كفايت خرج ساليانه آن را بكند .
و توضيح مقام آن است كه :
هر كسى كه مطلقا مالك چيزى نباشد كه منافع آن يا اصل آن وفا به خرج ساليانهء او كند ، او فقير است و زكات مىتواند گرفت .
و هر كسى كه مالك چيزى باشد كه هر سال نفعى از آن به هم رسد ، مثل مالى كه به آن دادوستد كند ، يا مستغلّاتى ، يا زراعتى ، يا گلهاى يا مثل اينها ، و نفع آن وفا به خرج ساليانهء او نكند و چيزى ديگر هم نداشته باشد كه هرگاه به آن منافع ضمّ كند خرج ساليانهء او حاصل شود ، او نيز فقير است و زكات مىتواند گرفت ، اگر چه اصل آن مالى كه دادوستد مىكند ، يا زمينى كه زرع مىكند ، يا مستغلّى كه دارد ، هرگاه به مصرف رساند ، وفا به خرج او بكند . و در اين صورت نبايد اصل آن مال را به مصرف رساند ، بلكه آنچه از منافع آنها حاصل مىشود ، به مصرف مىرساند و بقيّه را زكات مىگيرد .
و هر كسى كه مالى داشته باشد كه هر ساله نفعى از آن به هم رسد و نفع آن وفا به خرج ساليانه نكند ، امّا چيزى ديگر غير از ضروريّات داشته باشد كه هرگاه آن را به آن منافع ضمّ كند خرج سال او بگذرد ، مثل پولى كه غير آن پولى داشته باشد كه به آن دادوستد مىكند ، يا خانهء زيادتى يا مس يا فرش يا طلا آلات يا
تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: المحقق النراقي
ص٢٢٩