فصل دوم در ساير احكامى كه متعلّق است به ظروف
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : ظروف كفّار پاك است
و استعمال آنها جايز است ، مگر اين كه علم حاصل شود كه ايشان با رطوبت به آنها ملاقات نموده باشند . و همچنين است آن چه در دست ايشان باشد ، حتى مايعاتى كه علم به ملاقات حاصل نباشد ؛ مگر پوست و گوشت كه در دست ايشان باشد كه نجس است و گرفتن از ايشان مطلقا جايز نيست ؛ هم چنان كه تفصيل آن بيايد . و جامه [ اى ] كه كافر آن را دوخته باشد ، پوشيدن آن جايز است ، هرگاه به رطوبت با آن ملاقات نكرده باشد ؛ يعنى علم به ملاقات كردن آن به رطوبت حاصل نباشد « 1 » .
مسألهء دوم : حرام است بر مرد و زن ، اكل و شرب از ظروف طلا و نقره
، بلكه مطلق استعمال آن حرام است . و در نگاه داشتن آن بدون استعمال ، خلاف است و اقوى حرمت است . و بنابراين ، شكستن ظروف طلا و نقره واجب است و اگر كسى ظرف طلا و نقرهء ديگرى را بشكند ، بر او غرامتى لازم نمىآيد .
مسألهء سيم : مأكول و مشروبى كه در آن ظرف است ، حرام نمىشود
، ليكن بيرون آوردن به قصد خوردن حرام است . و معروف از مذهب اصحاب آن است كه جايز
هامش
( 1 ) . آن چه فرمودهاند از طهارت آن چه در دست كفار باشد ، از ظروف و مايعات و جامه كه ايشان بافته باشند ، سواى پوست و گوشت ، حق آن است و تشكيكى در آن نيست . و ليكن استعمال آنها مكروه است و اجتناب از آنها مستحب است ، خصوص در جامهاى كه بافته باشند . بلكه گاه هست كه علم به ملاقات ايشان به رطوبت در وقت بافتن جامه حاصل مىشود و در اين وقت اجتناب واجب است . و مناط از براى هر كسى علم او است . ( احمد )