اتمام مخير است و در غير آن مواضع مخير نيست ، بلكه قصر لازم است . و اصح قول اول است .
مسألهء پنجم : هرگاه مسافر در يكى از اين چهار موضع نماز را تأخير افكند تا زمانى كه از آخر وقت به قدر چهار ركعت مانده باشد ، ظاهر آن است كه در اين صورت ، قصر متعين و لازم شود تا هر دو نماز در وقت گذارده شود .
و بعضى « 1 » گفتهاند كه : مىتواند ظهر را قصر كند و عصر را تمام كند به واسطهء آن كه هر نمازى را كه يك ركعت آن را در وقت دريابد ، همهء آن نماز را در وقت دريافته است .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : بايد عصر را مقدم دارد و آن را قصر يا تمام كند و بعد از آن ظهر را قضا كند ؛ زيرا كه به قدر چهار ركعت در آخر وقت در جايى كه تمام كردن جايز باشد مخصوص عصر است و ظهر را در آن نمىتوان كرد . و اين قول ، ضعيف است و معتمد ، قول اول است .
فصل دوم : در بعضى احكام كه متعلّق است به نماز سفر
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : كسى كه داند در سفر بايد نماز قصر شود
و عمدا آن را تمام كند ، نمازش باطل است و اعادهء آن در وقت ، و قضا در خارج وقت لازم است . و اگر از راه فراموشى تمام كند ، پس اگر در حين تذكر وقت نماز باقى باشد ، بايد آن را اعاده كند و اگر وقت گذشته باشد ، نمازش صحيح است و قضا بر او لازم نيست . و كسى كه جاهل به حكم باشد ، يعنى نداند كه در سفر بايد نماز قصر شود ، هرگاه نماز را تمام كند ، نمازش صحيح است و هيچ يك از اعاده در وقت و قضا در خارج وقت بر او لازم نيست . و اين ، يكى از مواضعى است كه جاهل مسأله در آن معذور است .
هامش
( 1 ) . إيضاح الفوائد 1 : 161 و 162 .
( 2 ) . مدارك الأحكام 4 : 471 .