نرسيده باشد ، بايد نماز را تمام كند . و در اين حكم ، فرقى ميان سفر خشكى و دريايى نيست .
مسألهء چهارم : اگر كسى از وطن خود به قصد مسافت بيرون رود
و به جهت قضاى حاجتى برگردد ، پس اگر در برگشتن به موضعى رسد كه اذان را بشنود و خواهد در آنجا نماز كند ، بايد تمام كند . و اگر در موضعى باشد كه اذان را نشنود ، بايد نماز را قصر كند .
و همچنين است حكم ، اگر سفر دريا كند و باد او را برگرداند . و در اين حكم ، محل اقامت ده روز مثل وطن نيست ، بلكه اگر كسى از محل اقامت ده روز ، سفر كند و به جهت حاجتى برگردد ، بايد نماز را قصر كند ؛ خواه به موضع شنيدن اذان نرسيده باشد يا رسيده باشد . مگر اين كه از نيّت سفر برگردد ، كه در اين صورت در هر دو موضع بايد نماز را تمام كند .
مسألهء پنجم : هرگاه كسى به نيّت مسافت شرعى سفر كند
و بعد از رسيدن به حدّ ترخّص نماز را قصر كند و بعد از آن از نيّت سفر عدول كند و برگردد ، آن نماز ، صحيح است و اعادهء آن لازم نيست .
مسألهء ششم : هرگاه كسى در سفر باشد كه وقت نافلهء ظهر داخل شود
و بعد از آن ، نماز نكرده سفر كند ، سنّت است كه آن نافله را به جا آورد « 1 » اگر چه در سفر باشد . پس اگر آن را در وقت به جا آورد ، نيّت ادا مىكند . و اگر در خارج وقت به جا آورد ، نيّت قضا مىكند .
مسألهء هفتم : سنّت است كه مسافر بعد از هر نماز قصر
، سى مرتبه تسبيحات اربع بخواند .
مسألهء هشتم : سنّت است از براى مسافر كه ميان دو فريضه جمع كند
، هرگاه در وقت مشترك باشد ؛ يعنى نماز اول را با اذان و اقامه به جا آورد و در نماز دوم به اقامهء
هامش
( 1 ) . در ثبوت اين حكم مطلقا ، تأمل است . ( احمد )