و جايز است « 1 » كه مأمومين بر دور خانهء كعبه بر سبيل استداره صف كشند و نماز كنند ، به شرطى كه احدى از ايشان به كعبه نزديكتر از امام نباشد .
و بعضى « 2 » گفتهاند كه : صف بستن ايشان بر سبيل استداره جايز نيست و بايد همگى در عقب امام بايستند . و اول اقرب است .
و اگر در اندرون خانهء كعبه نماز گذارند ، جايز است كه يك صف در عقب پيش نماز ايستد و يك صف در پيش ايستد رو به روى پيش نماز . و جايز است كه بر دور پيش نماز حلقه زنند و او در ميان دايره ايستد .
شرط سوم : آن كه مأموم از پيش نماز بسيار دور نباشد به حدى كه خلاف عادت باشد
و در عرف بگويند كه دورى او بسيار است . و احوط آن است كه به قدر گام برداشتن يا مسقط جسد آدمى ، زيادتر دور نباشد .
و در صورتى كه صفوف ، متعدد شود ، بايد ما بين هر دو صف ، بيشتر از آن چه مذكور شد دورى نباشد . پس دورى هر صفى اعتبار به صف ديگر مىشود نه به امام .
و از آن چه مذكور شد معلوم مىشود كه در صورت تعدد صفها ، مادامىكه صف پيش ، تكبير احرام نگويند ، جايز نيست كه صف عقب تكبير گويند ؛ يعنى هر كسى نمىتواند تكبير احرام بگويد تا آن كه در پيش روى او است تكبير احرام گويد ؛ زيرا كه آن كس كه در پيش رو است اگر تكبير احرام نگفته باشد ، بودن او يا نبودنش مساوى خواهد بود . پس در ميان دو صفى كه در پيش و عقب او است ، بعد بسيار خواهد بود .
و اگر در پيش روى صفى ديگر نباشد ، ميان صف عقب او و ميان امام ، بعد بسيار خواهد . و اگر طول صف عقب از صف پيش زيادتر باشد به نحوى كه طرف آن از طرف صف پيش درگذرد و در برابر آن چه در گذشته مأمومى نباشد ، لازم مىآيد نماز
هامش
( 1 ) . احوط آن است كه هرگاه در دور خانه يا اندرون آن نماز شود ، بازهم مأمومين از امام مؤخّر بايستند .
( احمد )
( 2 ) . قواعد الأحكام 1 : 314 .