امام و صفوف پيش را نبيند ، در صحّت نماز ايشان اشكال است ؛ اگر چه در يمين و يسار خود جمعى را ببينند كه ايشان بعضى از صفوف پيش و رو را مشاهده نمايند .
و مخفى نماند كه ديدن مأمومى كه در صحّت نماز كافى است ، هر مأمومى است كه علم به فساد نماز او يا علم به اقتدا نكردن او نداشته باشد . پس اگر مأمومى را ببيند كه داند كه او اقتدا نكرده است ، يا داند كه نمازش فاسد است ، آن كافى نيست ؛ زيرا كه چنين مأمومى حكم حايل [ را ] دارد .
و جايز است كه در ما بين مأموم و امام يا در ما بين صفوف نهر فاصله باشد ، به شرطى كه عرض آن بسيار نباشد به حدى كه باعث دورى بسيار باشد ميانهء امام و مأموم كه از عادت تجاوز كند ؛ يعنى بيشتر از يك گام برداشتن ، يا از مسقط جسد آدمى نباشد ، هم چنان كه مذكور مىشود .
شرط دوم : آن كه مأموم ، پيشتر از امام نايستد
؛ يعنى ايستادن او به قبله نزديكتر نباشد . و مشهور آن است كه مساوات جايز است ؛ يعنى در پهلوى پيش نمازى ايستادن نيز جايز است .
و بعضى « 1 » آن را نيز منع كردهاند و تأخّر مأموم را از امام لازم دانستهاند . و اول اقوى است . « 2 » و ظاهر آن است كه در دانستن تقدّم و تأخر و تساوى ، رجوع به عرف شود .
و جمعى « 3 » گفتهاند كه : تقدم و تأخّر و تساوى نسبت به پاشنههاى پا اعتبار مىشود .
پس اگر پاشنههاى پاى مأموم مؤخّر از پاشنههاى پاى امام باشد يا مساوى آن باشد ، نمازش صحيح است و اگر چه سرهاى انگشتان او به واسطهء طول قدمهاى او مقدّم بر انگشتان امام باشد يا پيش زانوهاى او مقدم بر پيش زانوهاى امام باشد يا سجدهگاه او به واسطهء درازى قد او به قبله نزديكتر باشد از سجدهگاه پيش نماز .
هامش
( 1 ) . السرائر 1 : 277 .
( 2 ) . اولى و احوط آن است كه هرگاه مأمومين ، متعدد باشند ، هيچ يك با امام مساوى نايستند ، بلكه همه مؤخر از امام بايستند . ( احمد )
( 3 ) . تذكرة الفقهاء 4 : 240 ، مسألهء 541 ؛ البيان : 234 ؛ الروضة البهيّة 1 : 381 ؛ الجعفرية ( ضمن رسائل المحقّق الكركي ) 1 : 127 .