تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
براى نماز دوم را بدعت دانسته‌اند ، هم چنان كه مذكور خواهد شد . لهذا احوط طريق دوم است كه از براى نماز اول ، اذان و اقامه بگويد و در باقى نمازها به اقامهء تنها اكتفا كند . و در اين حكم فرقى نيست ميان كسى كه نمازهاى خود را قضا كند و كسى كه اجير باشد و نماز را از براى ميّتى قضا كند . مسألهء چهارم : در چند موضع است كه اذان ساقط است : اول : در سفر ، و اين سقوط بر سبيل رخصت است . پس مىتواند آن را بگويد و گفتن آن مستحب خواهد بود . دوم : در نماز دوم شخصى كه دو فريضه را جمع كند و در ميان آن‌ها تفريق نكند ؛ خواه آن شخص مسافر باشد يا حاضر . و مراد از جمع - بنابر اصح - آن است كه در ميان دو نماز نافله نكند و با وجود اين ، عرفا جمع صادق باشد . يعنى در ما بين دو نماز فاصلهء معتد به حاصل نشود به نحوى كه در عرف ، تفريق صادق آيد . و بنابراين ، مراد از تفريق آن است كه در ما بين آن‌ها نافله كرده شود . و بعضى « 1 » گفته‌اند كه : مراد از جمع آن است كه هر دو در وقت فضيلت يكى از آن‌ها به عمل آيد ؛ مثل اين كه ظهر و عصر هر دو در وقت فضيلت ظهر يا در وقت فضيلت عصر كرده شود . و بنابراين ، مراد از تفريق آن است كه هر يك در وقت فضيلت خودش به عمل آيد . و بعضى « 2 » گفته‌اند كه : در جمع به معنى دوم ، اگر هر دو نماز در وقت فضيلت نماز اول كرده شود ، اذان از براى اول مىگويد و بعد اقامه مىگويد و نماز اول را مىكند و بعد از آن ، اقامه از براى نماز دوم مىگويد . و اگر هر دو در وقت فضيلت دوم به عمل آيد ، قبل از نماز اول اذان را از براى نماز دوم مىگويد ، ( آنگاه اقامه از براى نماز اول مىگويد و نماز اول را [ اتيان ] مىكند و بعد از آن ، اقامه از براى نماز دوم
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 96 ؛ تذكرة الفقهاء 3 : 59 ، مسألهء 168 . ( 2 ) . المعتبر 2 : 136 ؛ الدروس الشرعيّة 1 : 165 ؛ المهذّب البارع 1 : 348 .
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 342 | ملا محمد مهدي النراقي