اگر از براى مسجد ضرورى باشد يا تواند شد كه آن آلات بعينها صرف همان مسجد شود ، واجب است كه چنان شود . و جايز نيست فروختن آن و نقل آن به مسجدى ديگر يا به موضعى ديگر از بقاع خير . و اگر آن آلات از براى مسجد بىمصرف باشد كه در آن وقت و بعد از آن اصلا به كار مسجد نمىآيد ، پس اگر آن مسجد محتاج به آلتى ديگر باشد يا محتاج به مرمّت باشد و تواند شد كه آن آلت فروخته شود و تنخواه آن صرف مرمّت مسجد شود ، يا آلتى ديگر كه ضرورى است گرفته شود ، بايد چنان شود .
و اگر به جهت خراب شدن « 1 » آن مسجد بالكليه و نااميدى از عمارت آن به هيچ طريق ، آن آلات به مصرف آن مسجد نتواند رسيد ، در اين صورت جايز است كه صرف مسجدى ديگر شود . بلكه بعيد نيست كه توان صرف در غير مسجد از بقاع خير نمود .
و همچنين است حكم آن چه متعلق به مسجد باشد از موقوفات و منذورات . و بر اين قياس است حكم غير مسجد از مشاهد و مدارس و كاروانسراها و رباطها و حمامها كه وقفى باشد ، در آن چه متعلّق به آن است از آلات و موقوفات و منذورات .
مسألهء چهارم : جايز نيست كه بعضى از مسجد را كسى داخل راهى كند كه معبر مردمان است
يا داخل ملكى از خود كند ، و اگر چه آثار مسجد بالكليه بر طرف شده باشد و همين زمين آن باقى مانده باشد . و اگر كسى چنين كند ، واجب است بر او و بر هر يك از مسلمين كه مطلع شوند كه آن را به حالت خود عود فرمايند .
مسألهء پنجم : جايز نيست كه كسى نجاست را داخل مسجد كند
و اگر چه آن نجاست به مسجد سرايت نكند - بنابر اظهر - يا ازاله نجاست را از جامه يا بدن خود در مسجد كند اگر چه در آب كر يا آب جارى باشد .
مسألهء ششم : سنگ ريزهاى كه فرش مسجد باشد
، بيرون بردن آن از مسجد جايز نيست ؛ و اگر خاك روبه باشد ، بيرون بردن آن سنّت است .
هامش
( 1 ) . اقوى آن است كه تا ممكن باشد كه به مصرف همان مسجد برسد اگر چه خراب باشد و اميد عمارت آن نباشد صرف مكانى ديگر نشود و بايد آن را به مصرف زمين همان مسجد خراب رسانيد ، از قبيل جارو كردن و پاكيزه كردن و غير اينها . ( احمد )