ضرر ندارد . و اگر بعد از متوجه شدن به نماز ، او را امر به بيرون رفتن كند ، در حكم آن چند قول « 1 » است ؛ و ظاهر آن است كه اگر وقت ، وسعت داشته باشد ، نماز را قطع مىكند و بيرون مىرود و در بيرون نماز مىكند و اگر وقت تنگ باشد ، هم چنان كه مشغول نماز است بيرون مىرود .
شرط دوم : در مكان مصلّى آن است كه نجس نباشد
، به نحوى كه آن نجاست به بدن مصلّى يا لباس او سرايت كند و از نجاستى باشد كه معفو نباشد . پس اگر آن نجاست خونى باشد كه كمتر از درهم بغلى باشد ، سرايت آن به جامه و بدن ضرر ندارد بنابر اظهر . و بعضى « 2 » از آن نيز منع كردهاند . و ظاهرا راهى ندارد .
و اگر مكان مصلّى نجس باشد ، اما خشك باشد به نحوى كه نجاست آن سرايت نكند ، نماز در آن صحيح است ؛ مگر جاى سجده ، يعنى موضعى كه پيشانى بر آن گذاشته مىشود كه اگر آن نجس باشد نماز صحيح نيست ؛ هر چند خشك باشد و نجاست آن به بدن و رخت مصلّى نرسد . و در ساير مواضع سجده ، يعنى موضع دستها و زانوها و سرهاى انگشتان مهين پاها ، پاكى لازم نيست . پس اگر اين مواضع نجس باشد ، اما خشك باشد كه نجاست آنها سرايت نكند ، نماز صحيح است .
و اگر كسى در موضعى خشك نماز كند كه داند يك جزء آن نجس است و نداند كه آن كدام جزء است ، ظاهر آن است كه بر هر جزئى از آن تواند سجده نمود ، مادامىكه يقين به نجاست آن جزء نداشته باشد .
و مشهور ميان مجتهدين آن است كه اگر آن موضع عرفا محصور باشد ، يعنى چندان وسعتى نداشته باشد ، چون يورتى كوچك و امثال آن ، بايد بر هيچ جزئى از آن سجده نكند . و اگر عرفا غير محصور باشد ، يعنى وسيع باشد ، بر هر جزئى مىتوان سجده كرد ؛ مادامىكه علم به نجاست آن جزء نداشته باشد . و دليل فرق ، ظاهر نيست .
شرط سيم : آن كه مكان سجده از مكان ايستادن
بيشتر از قدر يك خشت بلندتر و
هامش
( 1 ) . ر . ك : الحدائق الناضرة 7 : 173 .
( 2 ) . إيضاح الفوائد 1 : 90 ؛ مصابيح الظلام 2 : 26 .