نيز مساوى باشند ، هر كه سنّ او بيشتر است اولى است . و اگر در سنّ نيز مساوى باشند ، هر كه روى او نيكوتر است اولى است . و اگر ولىّ خود قابليت پيش نمازى نداشته باشد ، هر كه را اعتقاد داشته باشد و بهتر داند مقدّم دارد . و بىاذن ولى كسى نمىتواند به جماعت نماز كند ، اما بانفراده مىتواند نماز كند .
و بعضى « 1 » در اين تأمل دارند . و احوط آن است كه تا تواند شد از ولىّ اذن حاصل نمود ، بىرخصت او نماز نكند .
مسألهء پنجم : جايز است كه زن ، پيش نمازى زنان كند
، اما بايد پيش از زنانى كه اقتدا به او كردهاند نايستد ، بلكه در ميان ايشان بايستد كه با ايشان در يك صف باشد . و اگر مرد پيش نماز باشد ، بايد در پيش بايستد اگر چه مأموم يك نفر باشد . و مثل نماز جماعت يوميّه نيست كه اگر مأموم باشد ، سنّت است كه در پهلوى راست امام بايستد .
و اگر زنان با مردان جمع شوند ، زنان در عقب مردان بايستند . و اگر حايض باشد ، سنّت است كه در صف جدايى بايستد .
مسألهء ششم : واجب است كه نمازگزارنده رو به قبله بايستد
و سر جنازه به جانب راست او باشد ، اگر امام باشد . و در مأموم اين شرط ساقط است . و واجب است كه ميّت را بر پشت بخوابانند به نحوى كه اگر به پهلوى راست بخوابانند ، روى او به قبله باشد .
مسألهء هفتم : در اين نماز ، طهارت از حدث شرط نيست
و بىوضو و جنب و حايض اين نماز را مىتوانند كرد . و همچنين طهارت از خبث نيز در اين نماز شرط نيست ، پس كسى كه بدن يا جامهء وى نجس باشد ، اين نماز را مىتواند كرد . و احوط آن است كه ساير شروط نماز يوميّه را در اين نماز رعايت كنند از پوشانيدن عورت و غير آن ، و اگر چه اقوى آن است كه هيچ يك در كار نيست ، مگر آن چه فى نفسه حرام باشد و ازالهء آن فى الفور واجب باشد و به اين جهت بودن آن منافى افعال نماز باشد ؛
هامش
( 1 ) . ر . ك : مجمع الفائدة و البرهان 2 : 456 ؛ الحدائق الناضرة 10 : 382 .