است و در غير اثنا عشرى از فرق مسلمين كه داخل در كفر نباشند ، مانند سنّى و ساير فرق شيعه ، چون زيديه و اسماعيليه و امثال ايشان خلاف است . و ظاهر ، عدم وجوب است و اگر چه جايز است . و اما هرگاه كافر باشد ، نماز بر او جايز نيست و اگر چه از فرق اسلام محسوب شود ؛ چون خارجيان و ناصبيان كه عداوت اهل بيت را دارند و جماعت غالى كه ائمه را خدا دانند يا گويند كه خدا در ايشان حلول كرده است ، و مرتد و ايشانى كه خدا را جسم مىدانند .
مسألهء سيم : هر طفلى از اهل ايمان كه شش سالش تمام شده باشد
، نماز بر او واجب است . و كمتر از ششساله اگر زنده متولد شده باشد ، بعضى « 1 » نماز بر او را سنّت دانستهاند . و بعضى « 2 » بدعت مىدانند . و احوط ترك نماز است بر او .
مسألهء چهارم : سزاوارترين مردم به نماز بر ميّت ، وارث او است .
و بنابراين ، اولاد و پدر و مادر اولىاند از جدّ و عمّ و برادر و خواهر ؛ زيرا كه ايشان با وجود اولاد و پدر و مادر ارث نمىبرند . و وارث اگر منحصر در يكى باشد ، اختيار با اوست و اگر متعدد باشند ، مردان اولىاند از زنان . و در صورت تعدد مردان ، پدر اولى از پسر است و شوهر نسبت به زن از همهء خويشان اولى است .
و در ساير صور هم چنان كه بعضى « 3 » گفتهاند كه هر كه در ارث اولى است و حصّهء او بيشتر است به نماز اولى است و ولىّ و صاحب اختيار هرگاه شرايط پيش نمازى در او باشد ، خود اولى است و نماز مىكند و با وجود آن كه خود خواهد نماز كند ، ديگرى نمىتواند نماز كند و اگر چه افقه و اعدل باشد ، مگر به اذن او .
و اگر اوليا چند نفر باشند كه در سنّ ، همه در يك مرتبه باشند و شرايط امامت در همه موجود باشد ، آن كه به مسائل عبادت اعلم است اولى است . و اگر در اين علم مساوى باشند ، هر كه اعلم به قواعد و ضوابط قرائت است اولى است . و اگر در اين امر
هامش
( 1 ) . شرائع الإسلام 1 : 95 ؛ روض الجنان 2 : 816 .
( 2 ) . ر . ك : الوافي 25 : 296 ؛ مستند الشيعة 6 : 277 - 278 .
( 3 ) . روض الجنان 2 : 827 .