تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
چهارم : آن كه سوره يس و الصّافّات در نزد او بخوانند . پنجم : آن كه اگر جان به دشوارى دهد ، او را نقل نمايند به جايى كه [ در ] آن پيش‌تر نماز مىكرده ، كه جان به آسانى سپارد . ششم : آن كه چون جان سپارد ، چشم و دهان او را به هم آورند و او را تحت الحنك ببندند كه دهانش باز نشود . هفتم : آن كه دو دست او را به پهلوى او بكشند . هشتم : آن كه او را به چادر شبى يا جامه بپوشانند . نهم : آن كه اگر شب باشد ، چراغى نزد او روشن كنند . دهم : آن كه مؤمنان را خبر كنند تا به تشييع جنازهء او حاضر شوند . يازدهم : آن كه در برداشتن و دفن او تعجيل كنند ؛ به شرطى كه مردن او يقينى باشد . و اگر مشتبه باشد ، واجب است صبر كردن تا موت او يقين شود . و از علامات موت ، فرو رفتن صدغين است و مايل شدن بينى و كشيده شدن پوست و فرو افتادن كف‌هاى دست از ذراع و استرخاء قدمين و بالا رفتن خصيتين و آويخته شدن پوست آن‌ها . و مكروه است كه آهن بر شكم او گذارند و جنب يا حايض نزد او حاضر شوند .

فصل دوم : در آداب برداشتن ميّت

بدان كه تعجيل در برداشتن ميّت ، سنّت مؤكّد است . و سنّت است كه مؤمنان در برداشتن ميّت ، حاضر شوند و در تشييع جنازه ، ثواب بسيار منقول است « 1 » . و افضل آن است كه در عقب جنازه يا يكى از دو جانب آن راه روند و در پيش جنازه راه نروند . و از بعضى « 2 » احاديث مستفاد مىشود كه اگر جنازهء مؤمن باشد ، پيش آن راه رفتن خوب است و در جنازهء خلاف مذهب ، خوب نيست ؛ زيرا كه ملائكه او را استقبال مىكنند به عذاب .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 3 : 141 ، باب 2 من أبواب الدفن . ( 2 ) . وسائل الشيعة 3 : 150 ، باب 5 من أبواب الدفن ، ح 4 و 5 .