مقصد پنجم در نفاس و آن چه متعلّق به آن است از احكام و غسل
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : خون نفاس ، خونى است كه با زاييدن آيد يا بعد از زاييدن .
و زاييدن تحقق مىشود به بيرون آمدن جزئى از طفل ؛ خواه خلقت آن تمام شده باشد يا نه ؛ بلكه اگر مضغه باشد كه بيرون آيد ، زاييدن به آن متحقق مىشود . اما از بيرون آمدن نطفه ، بلكه علقه كه پارچهء خون بسته است ، زاييدن صادق نمىآيد . و هر خونى كه پيش از زاييدن آيد ، نفاس نيست و اگر چه از آفتى باشد كه به حمل رسيده ؛ هم چنان كه در بعضى زنان آبستن اتفاق مىافتد كه صدمه يا مرضى عارض ايشان مىشود و فتورى در جنين به هم مىرسد و خون بيرون مىآيد .
و خون پيش از زاييدن اگر ممكن باشد كه حيض باشد ، حيض خواهد بود ، و الّا استحاضه خواهد بود .
و اگر زنى بزايد و مطلقا خون نبيند ، آن زن صاحب نفاس نيست و غسل بر او واجب نيست . و در عصر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله زنى زاييد كه اصلا خون نديد و او را « جفوف » نام نهادند . « 1 »
مسألهء دوم : اقلّ نفاس حدّى ندارد
، بلكه مىتواند شد كه يك لحظه باشد . و در اكثر آن خلاف است و اظهر آن است كه زنى كه در حيض صاحب عادت باشد ، ايّام عادت خود را نفاس قرار مىدهد . پس اگر خون نفاس را به قدر ايّام عادت يا كمتر از آن ببيند و قطع شود ، همان قدر نفاس او خواهد بود . و اگر خون از ايّام عادت تجاوز كند ،
هامش
( 1 ) . اين مطلب را محقق در المعتبر 1 : 253 نقل كرده است ؛ و ر . ك : المغني ابن قدامه 1 : 393 .