خون ببيند و منقطع شود و ديگر خون نبيند تا داخل ماه دوم شود و در اول ماه دوم نيز هفت روز خون ببيند . و چون در اول ماه دوم به نحو اول ماه اول ، هفت روز خون ببيند ، آن زن را صاحب عادت « عدديه » و « وقتيه » گويند . و در استقرار عادت ، استقرار طهر ، يعنى پاكى شرط نيست . پس به مجرد موافقت خون دوم با خون اول ، عادت ثابت و مستقر مىشود ، و اگر چه هنوز طهر دوم را در نيافته باشد كه موافقت آن را با طهر اول ببيند .
قسم دوم : ذات عادت به حسب عدد نه وقت
، و آن زنى است كه دو مرتبه خون را در عدد موافق و مساوى ببيند نه در وقت . مثل اين كه در اول ماهى ، هفت روز خون ببيند و منقطع شود و بعد از آن ، اين عدد را در آخر همان ماه يا در وسط ماه دوم ببيند ، نه در اول ماه دوم . و چون در مرتبهء دوم خون را به اين نحو ببيند ، او را ذات عادت « عدديه » گويند و در وقت « مضطربه » خواهد بود .
قسم سيم : ذات عادت به حسب وقت نه عدد
؛ و آن زنى است كه دو مرتبه خون را در وقت موافق و مساوى ببيند نه در عدد . مثل اين كه در اول ماهى ، هفت روز خون ببيند . و در اول ماه ديگر پنج روز خون ببيند . و چون در ماه دوم خون را به اين نحو ببيند ، او را صاحب عادت « وقتيه » گويند نه « عدديه » ، و به حسب عدد ، « مضطربه » خواهد بود .
صنف دوم : « مبتدئه » است
، و آن زنى است كه ابتداى خون ديدن او باشد ، يعنى نوبت اول خون ببيند و پيشتر خون نديده باشد يا پيشتر خون ديده ، اما در وقت و عدد مختلف بوده و به حسب هيچ يك ، عادت به هم نرسانيده باشد . مثل اين كه در اول ماهى ، سه روز خون ديده و در وسط ماه دوم شش روز خون ديده و در آخر ماه سيم نه روز خون ديد .
صنف سيم : « مضطربه » است ، و او نيز بر سه قسم است
:
اول : مضطربه به حسب وقت و عدد ،
و آن زنى است كه ابتدا عادت مستقره داشته است و بعد از آن ، عدد و وقت هر دو را فراموش كرده .