خون حيض نيست . و در سه روز كه اقلّ حيض است ، توالى شرط است و مراد از توالى - بنابر اصح - آن است كه در هر يك از اين سه روز ، مسمّاى خون را ببيند . و بعضى « 1 » شرط دانستهاند كه در اين سه روز هر وقت پنبه بگذارد به خونآلوده شود ، و اول اظهر است و بعضى مطلق توالى را شرط ندانستهاند و گفتهاند كه در عرض ده روز ، سه روز خون ببيند چون روز اول و سيم و پنجم مثلا ، ممكن است كه حيض باشد و اين قول ، ضعيف است .
و اقل طهر ، يعنى كمتر ايّام پاكى ، ده روز است و از اين كمتر نيست .
و حق آن است كه حيض با حمل جمع مىشود . پس ممكن است كه زن آبستن خون حيض ببيند ، و اگر چه غالب آن است كه در وقت حمل حيض نمىباشد ، و سبب آن است كه در وقت آبستن بودن زن ، غالب خون حيض از راه ناف طفل به شكم وى مىرود و غذاى او مىشود و قدرى از آن به پستان زن مىرود و شير مىشود و به آن سبب چيزى نمىماند كه بيرون آيد ؛ مگر زنانى كه مزاج ايشان بسيار گرم باشد و غذاهايى كه توليد خون كند بسيار تناول نمايند . در اين صورت مىتواند شد كه قدرى از خون از غذاى طفل و شير زياده باشد و بيرون آيد .
فصل دوم : در احكام حيض
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : بدان كه زنان به ملاحظهء حيض از سه صنف بيرون نيستند
:
صنف اول : زنى كه ذات عادت ، يعنى صاحب عادت باشد و ذات عادت بر سه قسم است
:
قسم اول : ذات عادت به حسب عدد و وقت
، و آن زنى است كه دو مرتبه خون حيض را در عدد و وقت موافق و مساوى ببيند ، مثل اين كه در اول ماهى هفت روز
هامش
( 1 ) . جامع المقاصد 1 : 287 ؛ مفتاح الكرامة 1 : 343 .