او بيرون نمىآيد ، بعد به تدريج مىآيد ، و خون نفاس عبارت از اين خون است . پس خون نفاس ، فى الحقيقة خون حيض است . و بعد از تولد طفل ، خون حيض شير مىشود كه تا مدتى كه حكمت الهى اقتضا نموده غذاى طفل باشد . پس خون حيض ، خون طبيعى است و از امراض و آفات نيست .
اما خون استحاضه از آزار و ناخوشى است كه عارض زنان مىشود و طبيعى و خلقى نيست . و هر خونى كه زن پيش از سن نه سالگى مىبيند ، حيض نيست . ( يعنى اگر سنّ او معلوم باشد تا به نه سال تمام نرسيده است ، هر خونى كه مىبيند ، حيض نيست ) « 1 » و اين منافات ندارد با آن چه فقها « 2 » گفتهاند كه از جملهء علامات بالغ شدن دختر ، حايض شدن اوست ؛ زيرا كه مراد ايشان در صورتى است كه سن او معلوم نباشد و خونى كه به صفات حيض باشد ببيند . و همچنين هر خونى كه بعد از سن يأس مىبيند ، حيض نيست . و سن يأس « 3 » در زنانى كه از طايفهء قريش نيستند ، پنجاه سال است و در طايفهء قريش ، شصت سال است . و معروف از طايفهء قريش در اين زمان ساداتاند و بعضى از آل عباس و آل عقيل . و مراد از زن قريشيه در نزد بعضى ، زنى است كه پدر او يا پدر و مادر او هر دو قريشى باشند . و بعضى « 4 » گفتهاند كه : اگر مادر او هم قريشى باشد كافى است و اين بعيد نيست .
و بعضى « 5 » از فقها زنان طايفهء « نبط » را در حكم ، ملحق به زنان قريشيه نمودهاند و در اين خصوص حديثى به نظر نرسيده .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .
( 2 ) . شرائع الإسلام 2 : 88 ؛ إرشاد الأذهان 1 : 395 ؛ الروضة البهيّة 2 : 144 ؛ مسالك الأفهام 4 : 145 .
( 3 ) . حقير در تعيين سنّ يأس ترديد دارد ، پس بايد بنا را بر احتياط گذارد . و والد ماجد « طاب ثراه » در « لوامع » حكم فرمودهاند كه سنّ يأس مطلقا شصت سال است ؛ خواه قريشيّه باشد يا نه . ( احمد )
( 4 ) . ر . ك : جامع المقاصد 1 : 285 ؛ مدارك الأحكام 1 : 322 . و در الحدائق الناضرة 3 : 175 اكتفا به مادر كرده است .
( 5 ) . ر . ك : جامع المقاصد 1 : 285 .