و همچنين اگر كسى در شبى كه روزهء روزش بر آن واجب باشد جنب شود ، در هر وقتى از شب كه به طلوع صبح بيشتر از قدرى مانده باشد كه در آن غسل به عمل آيد ، اگر غسل كند بايد نيّت وجوب نكند ، بلكه قصد قربت يا سنّت كند .
و بعضى « 1 » گفتهاند : مىتواند در اول شب نيّت وجوب كند اگر چه غسل ، واجب لغيره باشد و بر ذمّهء او نماز قضايى هم نباشد .
و اين سخن به غايت بعيد است .
فصل دوم سبب جنابت دو چيز است
:
اول : بيرون آمدن منى
؛ خواه در بيدارى و خواه در خواب و خواه از مرد يا از زن .
دوم : جماع كردن
به نحوى كه غيبوبت حشفه شود ؛ يعنى ختنهگاه پنهان شود در قبل زن يا دبر زن يا در دبر پسر ، و اگر چه انزال نشود . و هم چنان كه غسل بر شخص وطىكننده واجب مىشود ، همچنين بر زن و پسر [ ى ] كه به او وطى شده نيز غسل واجب مىشود . و حق آن است كه داخل شدن حشفه در فرج حيوانات ، بدون انزال ، باعث وجوب غسل نمىشود و اگر چه احوط غسل كردن است . و در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود :
مسألهء اول : هرگاه آبى بيرون آيد و مشتبه باشد
كه آيا منى است يا نه ، اگر با آن ، لذت و جستن و سستى بدن باشد ، منى خواهد بود و غسل بر او واجب است ، و الّا فلا . و در مريض ، جستن معتبر نيست ، بلكه لذت و سستى بدن در منى بودن كافى است و اگر يقين داشته باشد كه منى است ، غسل بر او واجب است و اگر چه صفات مذكوره با آن نباشد .
پس اگر بعد از بيدار شدن از خواب در زير جامهء خود رطوبتى بيابد كه يقين باشد
هامش
( 1 ) . سيّد على عاملى در مدارك الأحكام 1 : 17 به بعض مشايخ معاصر نسبت داده ؛ و صاحب مفتاح الكرامة 1 : 12 ، به استاد بزرگش نسبت داده است .