نوزدهم : دست ماليدن به فرج زن .
بيستم : بعد از قى كردن .
بيست و يكم : بعد از خون آمدن از بينى .
بيست و دوم : بعد از خلال كردن كه از آن خون بيرون آيد .
بيست و سيم : خندهء قهقهه در نماز .
بيست و چهارم : خواندن زياده بر چهار بيت از شعر باطل ؛ يعنى شعرى كه در هجو مؤمن باشد يا در مدح كردن شخصى به صفاتى چند كه در آن نباشد ، يا در ترغيب مردمان باشد بر امر حرام .
بيست و پنجم : حصول تجديد ؛ يعنى اگر كسى وضو داشته باشد ، سنّت است كه بار ديگر وضو را تجديد كند .
بيست و ششم : دائم با وضو بودن ؛ يعنى هر وقت وضوى او باطل شود ، سنّت است كه وضو بسازد كه دائما با طهارت باشد .
بيست و هفتم : از براى مهيا شدن نماز فريضه ؛ يعنى سنّت است كه پيش از دخول وقت ، وضو سازد كه نماز را در اول وقت به جا آورد « 1 » .
و اگر كسى به جهت ضرورت وضوى ناقصى ساخته باشد ، مثل وضوى جبيره يا وضوى تقيّه ، يا به جهت بيمارى ، ديگرى او را وضو داده باشد يا به جهت تعجيل قافله بر روى چكمه مسح كرده باشد ، سنّت است كه بعد از بر طرف شدن عذر ، نوبت ديگر وضو بسازد . و همچنين « 2 » هرگاه بعد از استنجا به سنگ وضو ساخته باشد ، سنّت است كه بعد از استنجا به آب ، دوباره وضو بسازد .
هامش
( 1 ) . تجديد وضو سنّت است ؛ خواه ارادهء نماز واجبى يا سنّتى داشته باشد يا نه . و بعضى ، استحباب را تخصيص دادهاند به صورتى كه ارادهء نمازى داشته باشد . ( احمد )
( 2 ) . و همچنين سنّت است از براى كسى كه از سفر خواهد وارد خانه خود شود ، وضو بسازد و داخل خانهء خود شود . و روايت شده [ ابن سعيد حلّى در نزهة الناظر فى الجمع بين الاشباه و النظائر : 100 ، فى الوضوءات المستحبة ] : هر كه بىوضو داخل خانه شود ، هر بدى كه به او رسد ، ملامت غير خود را نكند .
( احمد )